تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٢ - شرح آيات
«قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ- من زنده مىكنم و مىميرانم.» فرمان كشتن دو نفر را صادر كرد، و سپس يكى را مورد عفو قرار داد و ديگرى را كشت، ولى آيا مىتوانست آن كس را كه كشته است به زندگى بازگرداند؟ هرگز! ولى ابراهيم نمىخواست با او به مجادله برخيزد، بلكه فطرت و و جدان او چنان در مقابل حقيقت واقع آشكارا به سختى تكان داد و
«قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ- ابراهيم گفت: خداوند خورشيد را از خاور برمىآورد، تو آن را از باختر برآور؛ پس آنكه كافر شده بود مبهوت شد.» ولى چرا ايمان نياورد؟ بدان جهت كه ستمگر بود، و ستمگر را ستمكارى وى همچون حجابى است كه او را از ديدن حق مانع مىشود، و جز به مصالح و هواى نفس و شهوات خود نمىانديشد.
/ ٤٤٨ «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ- و خدا گروه ستمكاران را راهنمايى نمىكند.» سران و شاهان كه با دعوتهاى اصلاحى مبارزه مىكنند، و ثروتمندان و خوشگذرانان كه عليه انقلابها به مبارزه برمىخيزند، و كشيشان و خاخامان و علماى دينى كه با افكار مايه پيشرفت مردم دشمنى مىنمايند، ستمگرانند و از دادگرى و اصلاح بيمناكند. و هر ستمگرى كه عملا راه تعدى و تجاوز بر حقوق مردم را در پيش گرفته، از لحاظ فكرى در صف باطل ايستاده است، همانگونه كه عملا در همين صف ايستاده و دير يا زود به حق كافر خواهد شد.
[٢٥٩] اما كسانى كه عملا نسبت به حق متعهد شدهاند و به حقوق مردم تجاوز نمىكنند، خداوند راهنماييشان خواهد كرد، بدان سبب كه فطرت سالم دارند و چيزى جز غفلتى كه خدا پرده آن را از برابر چشمانشان خواهد دريد مانع ديدن حقايق براى ايشان نيست، و ناگهان حقايق را خواهند ديد، چنان كه عزير و ابراهيم چنين بودند و خدا آنان را به سوى خود راهنمايى كرد و بر ايشان معلوم داشت كه خود بخشنده زندگى و مرگ هر دو است و مىتواند مردگان را زنده كند.