تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٥ - پرهيزگارى در پيوند زناشويى
پس در اين وقت، يعنى زمان عده، شوهر حق رجوع دارد، بدان شرط كه بازگشت او به نزد زنش پس از تصميم گرفتن برداشتن زندگى زناشويى عادلانه باشد.
«وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ- و زنان را بر مردان حقّى است همانند حقّى كه مردان دارند به خوبى.» اين درست نيست كه كارهاى واجبى بر زن تحميل شود بىآنكه براى او حقوقى معين كنند، مثلا، در آن هنگام كه واجب تربّص و انتظار كشيدن تحميل مىشود، حق نفقه در خلال اين مدت بايد به او داده شود و در واقع: اين يك قانون انسانى كلى است كه در هر قانونگذارى بايستى ارتباطى ميان حقوق و مسئوليتها برقرار شود.
«وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ- و مردان را بر زنان برترى و پايهاى است،» بدان سبب كه مرد در محيط خانواده حاكم است، و طلاق به دست او است، و نفقه را او بايد بپردازد.
/ ٣٩٨ «وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ- و خدا توانا و حكيم است.» عزيز است در قدرت خود بر مردان و زنان، و حكيم است در تعيين واجبات و ملزم كردن مردم به مراعات آنها.
[٢٢٩] طلاق بينهايت قابل تكرار نيست، چه اگر چنين مىبود مرد حكم حاكم مطلق را پيدا مىكرد كه هيچ چيز سبب محدود شدن اقدامات او نبود. تنها مىتواند سهبار زن خود را طلاق دهد، و پس از طلاق سوم زن او وقتى براى او حلال مىشود كه پيش از آن شوهر ديگرى انتخاب كرده و از او طلاق گرفته باشد.
«الطَّلاقُ مَرَّتانِ- طلاق دو بار است،» و پس از آنها شوهر بايد يكى از دو كار را انتخاب كند
«فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ- پس از آن يا به خوبى نگاه دارد،» و زناشويى شايسته و آميزش خوبى فراهم آيد؛ «أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ- يا به نيكى رها كند،»