تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٣٣ - فداكارى دژ دستاوردها است
گريختند، و واقع آن است كه قرآن مراحل شكست در جنگ را با كلماتى كاه مصور مىسازد كه همان مراحل شكست در حال صلح نيز هست، از اين قرار
الف: شادى (مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ) كه اجتماع بلندپروازى رفتن به پيش را از دست مىدهد و در نتيجه ارتباط نيرومند موجود ميان گروهها محو مىشود.
ب: انتشار سستى و ضعف در نفوس امت (حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ). و سبب آن نبودن همت براى حركت و خواستار راحت و آسايش شدن است.
ج: بروز اختلافات مصلحتى و طايفهاى و ناحيهاى و نژادى كه مايه آن نبودن هدف و عزيمت است.
/ ٦٨٠ د: تأثير اختلافات اجتماعى در اندازه انضباط و فرمانبردارى از فرماندهى، بلكه در اطمينان داشتن به آن، چه، هر گروه چنان مىپندارد كه فرماندهى متمايل به دشمن شده و به همين جهت اعتماد او نسبت به دستگاه فرماندهى كاهش پيدا مىكند، و در گيرودار اختلاف: گروهى بر حق است و گروهى بر باطل.
«مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ- بعضى از شما دنيا را مىخواست، و بعضى آخرت را،» و به همين سببها پس از پيروزى بر دشمن دچار شكست شديد.
«ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ- پس شما را از ايشان بازداشت تا شما را بيازمايد.» چه، شكست مؤمنان استوار را از جز ايشان جدا مىكند، و به امت درسهايى در نقاط ضعف آن مىدهد، و براى فرماندهى فرصتى نيكو براى تصحيح مسير امت و اصلاح اين نقاط ضعف يا حتى تصفيه عناصر سبب شكست يا دور راندن آنها از مراكز مسئوليت مىدهد.
اكنون، كه جنگ به پايان رسيده، خدا را مىبخشد تا به يگانه كردن صف و پرداختن به اصلاح خودتان بازگرديد.