تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥١٧ - در ميدان گسترده گزينش
در ميدان گسترده گزينش
[٣٥] و اكنون به قصهاى از اين گزينش گوش فرامىداريم، و داستان از درون يك قلب پاك و نيت صادق و ايمان بازگردنده به خدا آغاز مىشود
«إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ- در آن هنگام كه زن عمران گفت
پروردگارا، من آنچه را كه در شكم دارم، خالص و آزاد از هر قيد نذر تو كردهام، پس آن را از من بپذير كه تو شنوا و دانايى.» او زنى همچون زنان ديگر بود، به جنينى باردار شد، و به تفكر درباره سرنوشت جنين تازه پرداخت. در اين انديشه نبود كه او مردى توانگر يا پادشاهى بزرگ شود، يا دانشمندى يا پزشكى يا مهندسى يا چيزى شبيه اينها. و در بند روزهاى آينده خود در كنار او نبود كه در دشواريهاى زندگى يار و غمخوار او باشد كه مقاومت وى در برابر سختيها ضعيف مىشود. همسر عمران هرگز به اين آرزوهاى مادّى فكر نمىكرد، بلكه در انديشه رسالت انسان در زندگى بود كه عبارت از پرستش خدا و عمل كردن در راه او است. پس نذر كرد كه پسرش را براى اين هدف آماده سازد و او را از هر رابطه اجتماعى ديگر آزاد كند، تا به آسودگى در راه خدا گام بردارد و سپس از خدا به تضرع درخواست كرد كه نذر او را بپذيرد.
[٣٦] آرزوى زن عمران در همه دوران باردارى همين بود، و چون بار خود بر زمين نهاد و او را دختر يافت/ ٥٥٢ و آرزوى خود بر باد رفته ديد، از خود بيخود شد، چه، گمان مىكرد كه دختر نمىتواند از همه چيز فارغ شود و به خدمت جهادى در راه خدا بپردازد
«فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ- پس چون آن را بر زمين گذاشت گفت: پروردگارا، آنچه بر زمين نهادهام دختر است. و خدا داناتر بود به اين كه چه چيز بر زمين نهاده است.» او دخترى چون دختران ديگر نبود. او صديقهاى بود كه در زهدان زن عمران