تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٤ - شرح آيات
برابر چشمانت خرت را زنده ساخت تا به آن نگاه كنى و به مردمان بگويى كه خدا چگونه مردگان را زنده مىكند، و بدين گونه خدا زنده كردن خر را به تأخير انداخت تا عمل زنده شدن در برابر چشمان عزير صورت پذير شود.
«وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها- و به استخوانها نگاه كن كه چگونه آنها را به يكديگر مىپيونديم.» و با دقت بر زير و بالا و در كنار يكديگرشان قرار مىدهيم، «ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ- سپس بر آنها گوشت مىپوشانيم. پس چون بر او آشكار شد، گفت: دانستم كه خدا بر هر چيز توانا است.» و اين حقيقتى است كه مىبايستى آن را خوب بفهميم. و آن اين كه قدرت خدا همچون قدرت ما محدود نيست.
[٢٦٠] و داستان عزير شبيه داستان بنده نيكوكار خدا ابراهيم است كه خدا او را به خود هدايت كرد و درباره وى چنين گفت
«وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي- و در آن هنگام كه ابراهيم گفت: پروردگارا، به من بنما كه چگونه مردگان را زنده مىكنى؛ گفت: مگر ايمان نياوردهاى؟
گفت: چرا، ولى مىخواهم اطمينان قلب پيدا كنم.» چه ايمان را درجاتى است، و بالاترين آنها درجه يقين و اطمينان است كه شيطان شك را كاملا از جان آدمى دور مىكند، و ديگر به هيچ وجه گرفتار ترديد نمىشود. و اين گونه ايمان در آيهاى ديگر با عنوان/ ٤٥٠ «عين اليقين» معرفى شده است.
«قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَ- گفت: چهار مرغ بگير و آنها را به خود بگير و پاره پاره كن و سپس بر هر كوهى پارهاى از آنها را قرار ده و آن گاه آنها را بخوان،» به نامهاشان، يكى پس از ديگرى: كلاغ، كبوتر، گنجشك، و غيره.