تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٠ - شرح آيات
او، و آن كس كه نسبت به اين سلطه خاضع باشد، و با آن اتصال پيدا كند، و از آن نيرومندى و مشروعيت به دست آورد، مىتواند زندگى را مسخر خود سازد، و از جانب آن سلطه جانشين او بر اداره آن باشد. و آن كس كه به آن كافر شود، و در صدد يافتن سلطههاى وهمى بر آيد و به آنها تسليم شود، بندهاى خواهد شد كه در تاريكى سرگردان است و هيچ چيز را نمىبيند.
/ ٤٤٦ «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ- خدا يار و دستگير كسانى است كه ايمان آوردهاند، و آنان را از تاريكى به روشنايى مىبرد،» بدان سبب كه آقا و سرور ايشان است، و آنان به قدرت و سلطنت او پيوستگى پيدا كردهاند و نيرومندى و مشروع بودن و نور از آن كسب كردهاند، و به هدايتى دست يافتهاند كه انسان تا برده طاغوت است نمىتواند به آن برسد.
«وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ- و كسانى كه كافر شدند، يار و ياورشان طاغوت است كه ايشان را از روشنى به تاريكى مىكشد؛ اينان اصحاب آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند.» بنا بر اين انسانى كه نسبت به خدا خاضع نباشد، در برابر طاغوت تمرد نخواهد كرد، از آن رو كه، در تحت تأثير اجتماع فاسد و فشار طاغوت مجسم كننده آن از اساس نسبت به خدا كافر است، و آن كس كه طاغوت او را به بردگى خود درآورده باشد، اين طاغوت نخستين چيزى كه از او مىربايد، قدرت و استقلال او براى انديشيدن است، و چيزى را نمىبيند جز آنچه طاغوت مىبيند، و به انجام دادن كارى مىپردازد كه آن طاغوت به او فرمان داده باشد، و بدين گونه عقلى را كه خدا به او بخشيده بود از دست مىدهد.
نخستين شرط براى داشتن فكر سالم آزاد شدن از بردگى و تبعيت است، بدان سبب كه عقل جز در هنگام سختى و نيازمندى به حركت نمىافتد، و كسى كه دنباله رو ديگران است چگونه مىتواند به خود اعتماد كند يا در هنگام محتاج