تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٩ - شرح آيات
[٢٥٦] اين است پروردگار ما، و اين است برترى و بزرگى او، و اين است قدرت و سلطنت او، آيا با اين همه/ ٤٤٥ جز او براى خود معبودى يا رهبرى براى خود برمىگزينيم كه پروردگارمان به آن خرسند نباشد؟ قلبى كه با ايمان به خدا آباد شده، چگونه مىتواند به بزرگداشت كسى جز او بپردازد، يا الاهى سواى اللَّه را بپرستد، و چگونه عليه ناچيزانى كه به ناحق در زمين طغيان مىكنند و مردمان را به فرمانبردارى از خود مىخواند مىتواند شورش نكند؟
«لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِ- در دين اجبار و اكراه نيست؛ راه راست از بيراهه بازشناخته شد.» و نيازى به گفتار ديگر نيست؛ غير از خداى يگانه خدايى نيست، و بر مردم است كه او را ولى و سرور خود بدانند و از پذيرفتن شريكان خدا و طاغوتان بپرهيزند.
«فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ- پس هر كه به طاغوت كافر شود و به خدا ايمان آرد، به حلقه مطمئن چنگ زده كه بريده نمىشود، و خدا شنوا و دانا است.» چرا كه آزادى و انسانيت را بازپس گرفته، و توانسته است نيروها و كارمايههاى خود را در راهى استوارتر مورد بهرهبردارى قرار دهد؛ و كدام نيرو قويتر از انسانى است كه به طاغوت كفر ورزد، و در برابر هر سلطهاى كه او را به بندگى و اسباب بهرهكشى خود مىخواند سر به طغيان بردارد، و سپس به خدا ايمان آرد و قلب خود را به اعتماد و آرزو و تواضع در برابر حق و تسليم به آن آباد سازد؟! نيروى حقيقى در اين جهان نيروى آزادى (كفر به طاغوت) و نيروى حق (ايمان به خدا) است. و خدا به يارى خود هر كه را بخواهد تأييد مىكند، و او شنوا است و آنچه را كه از كفر و ايمان بر زبان شما روان مىشود مىشنود، و به هر نيت صالح يا پليدى كه در جان خود پنهان داريد دانا و آگاه است.
[٢٥٧] در زندگى يك سلطه حقيقى وجود دارد- كه در سلطان خدا تجسم پيدا مىكند- و قضا و قدر، و در نتيجه سنتهاى حتمى و نظامهاى تحول ناپذير