تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٠ - شرح آيات
[٥٦] «ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ- سپس شما را پس از مرگتان زنده كرديم تا مگر سپاسگزار شويد.» و آن تكان سخت مرگ و زندگى دوباره براى پالايش جانهاى ايشان از پس ماندههاى شرك و گويا شدن زبانشان به تسبيح انحصارى خداى يگانه كافى بود.
[٥٧] د: و پس از آنكه خدا فرزندان اسراييل را با رسالت خويش از دشواريهاى ايشان (استعباد فرعون، گوسالهپرستى، سرورى طبقه گوسالهداران، پسماندههاى شرك) رهانيد، آنان را مشمول نعمتهاى گوناگون خويش ساخت و گفت
«وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى- و بر سر شما با ابر سايه افكنديم و براى شما من و سلوى فرستاديم.» كه از جمله آنها نعمت مسكن بود و نعمت خوراك؛ و من يكى از شيرينيهاى همچون گزانگبين بود و سلوى پرندهاى لذيذ به نام فارسى بلدرچين.
«كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ- از پاكيزههاى آنچه روزى شما كردهايم بخوريد.»/ ١٥٦ ولى آنان سپس به نعمتهاى خدا كفران كردند ... چنان كه خدا پس از آن مىگويد
«وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ- و به ما ستم نكردند بلكه بر خود ستم روا داشتند.» خواستار آن بودند كه وارد شهر شوند، و اين مصيبتى براى ايشان بود، چه مستقر شدن در شهر آنان را از بسيارى از مزايا محروم مىساخت و از جمله از آزادى و قدرت رو به رو شدن ايشان با دشمنان مىكاست. ولى از زندگى بيابانگردى خسته شده بودند. پس خدا به ايشان گفت كه به شهر درآييد
[٥٨] «وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً- و (به ياد آوريد) هنگامى را كه گفتيم به اين قريه درآييد و در آن هر چه مىخواهيد