پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٦ - شرح و تفسير آفرينش آدم و بعثت پيامبران
مىدهد كه آدم مجبور بود راه نافرمانى را بپيمايد، چرا كه در علم خداوند اين معنا گذشته بود (و اين همان شبهه معروف طرفداران جبر در مسأله علم ازلى خداوند است).
ولى همانگونه كه در بحث جبر و تفويض به طور مشروح گفتهايم؛ هرگز علم ازلى سبب اجبار بر عمل نمىشود! چرا كه خداوند مىدانسته، آدم از روى اختيار اقدام به چنين كارى مىكند؛ درست مثل اينكه استادى بداند فلان شاگرد او، به خاطر كوتاهى در درس و بحث، آخر سال رفوزه مىشود. به يقين اين علم و آگاهى، شاگرد او را مجبور بر اين كار نمىكند. چرا كه او مىداند، شاگردش با علم و اختيار خود راه خطا مىرود؛ به خاطر تنبلى و تن پرورى و يا به هر دليل ديگر. [١] و به همين دليل، بعد از اين كار مورد مؤاخذه قرار گرفت و به او گفته شد: « «أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ»؛ آيا شما را (تو و همسرت را) از آن درخت نهى نكردم و نگفتم شيطان دشمن آشكار شماست» [٢].
اگر آدم واقعا مجبور بود، چگونه خداوند حكيم او را بر چيزى كه اختيار نداشته مؤاخذه مىكند و نيز چرا آدم از كرده خود پشيمان مىشود و توبه مىنمايد و چرا خداوند حكيم او را به خاطر اين كار از بهشت خارج مىكند؟ تمام اينها دليل بر آن است كه علم ازلى خداوند، هيچ گونه تضادّى با اختيار آدم و ديگران نداشته و ندارد.
سپس در ادامه اين سخن مىافزايد: «خداوند او را بعد از توبه از بهشت فرو فرستاد تا با كمك نسل خود، زمين را آباد سازد، و حجّت را بر بندگانش، اقامه كند».
(فأهبطه [٣] بعد التّوبة ليعمر أرضه بنسله، و ليقيم الحجّة به على عباده).
با توجه به عبارت گذشته، كه مىفرمود: خداوند آدم را در زمين جاى داد،
[١] شرح بيشتر درباره اين موضوع را در كتاب «خدا را چگونه بشناسيم» مطالعه كنيد.
[٢] سوره اعراف، آيه ٢٢.
[٣] «أهبط» از مادّه «هبوط» به معناى نزول و پايين آمدن است.