پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - نكته باز هم انسانها و فرشتگان
بخش هفدهم
كبس الأرض على مور أمواج مستفحلة، و لجج بحار زاخرة، تلتطم أواذيّ أمواجها، و تصطفق متقاذفات أثباجها، و ترغو زبدا كالفحول عند هياجها، فخضع جماح الماء المتلاطم لثقل حملها، و سكن هيج ارتمائه إذ وطئته بكلكلها، و ذلّ مستخذيا، إذ تمعّكت عليه بكواهلها، فأصبح بعد اصطخاب أمواجه، ساجيا مقهورا، و في حكمة الذّلّ منقادا أسيرا، و سكنت الأرض مدحوّة في لجّة تيّاره، و ردّت من نخوة بأوه و اعتلائه، و شموخ أنفه و سموّ غلوائه، و كعمته على كظّة جريته، فهمد بعد نزقاته، و لبد بعد زيفان و ثباته.
ترجمه
زمين را بر روى امواج پر هيجان و درياهاى مملو از آب قرار داد، امواجى كه قسمتهاى بالاى آن متلاطم بود و پيوسته به هم مىخورد، و لايهاى از كف- همانند كفهاى دهان شتر به هنگام مستى- بر روى آنها پديد آمد (سپس) قسمتهاى سركش آب پر تلاطم بر اثر سنگينى خضوع نمود، و هيجان آن به سبب تماس با سينه زمين فرو نشست، و كاملا تسليم و رام شد؛ چرا كه زمين بر آن مىغلتيد و به اين ترتيب آبها بعد از آن همه سر و صدا كه بر اثر امواج خروشان پيدا شده بود، آرام شد و همچون اسب افسار شدهاى اسير و رام گشت و زمين نيز آرام شد و (خشكيها) از دل امواج تدريجا ظاهر و گسترده گشت، آب را از كبر و غرور و هيجان بىحدّ باز