پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٧ - نكته عشقهاى مقدّس و نامقدّس
آرى، كسى كه همه روز نشانههاى بىوفايى دنيا و حوادث سختى را كه براى فريب خوردگان روى مىدهد با چشم خود مىبيند، بايد قاعدتا بيدار شود؛ پند واعظان را بشنود و نهى زاجران را پذيرا شود؛ ولى عشق و دلباختگى به دنيا و زرق و برق آن، چنان چشم و گوش آنها را كور و كر كرده و عقل و فكر آنها را مسخّر ساخته كه اجازه بيدار شدن به آنها را نمىدهد.
نكته عشقهاى مقدّس و نامقدّس
در خطبه بالا امام عليه السّلام با تعبيرى كوتاه و گويا اشاره به يك حقيقت مهم فرموده است كه دانشمندان و عرفا و شعرا هر يك به نوبه خود پيرامون آن سخنان فراوانى دارند.
امام فرمود: «من عشق شيئا أعشى بصره، و أمرض قلبه، فهو ينظر بعين غير صحيحة، و يسمع بأذن غير سميعة؛ هر كس به چيزى عشق ورزد، نابينايش مىكند و قلبش را بيمار مىسازد سپس با چشمى معيوب مىنگرد و با گوشى ناشنوا مىشنود».
اين چند جمله پر معنا ما را بر آن داشت كه بحثى پيرامون عشق- اعم از عشقهاى مقدّس و نامقدّس- داشته باشيم. درباره عشق، عظمت و شكوه عشق و يا جنون و بيمارى عشق، سخن بسيار گفته شده و شايد كمتر كلمهاى باشد كه اين همه، تعبيرها و تعريفهاى مختلف و متناقض درباره آن گفته شده باشد. بعضى از نويسندگان بزرگ آن را به قدرى بالا بردهاند كه گفتهاند: عشق افسر زندگى و سعادت جاودانى است! يا اينكه: عشق معمار عالم هستى است! در مورد انسانها نيز از آثار معجزه آساى عشق سخن گفتهاند، كه روح انسان را توانا و دل او را زنده نگه مىدارد. يا اينكه: اصولا زندگى بدون عشق مفهومى ندارد.