پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - شرح و تفسير ظاهر شدن كوهها و چشمهها
جالبى است كه نشان مىدهد چنان نيست كه درون كوهها پر باشد، بلكه قسمتهاى خالى در آن فراوان است كه گاه به صورت غارهاى نمايان در مىآيد و گاه غارهاى بزرگ و مخفى و به هر حال، منابع ذخيره آبها است.
و از آنجا كه چين خوردگىهاى زمين و كوهها به صورت پراكنده است، به طور طبيعى آب چشمهها در دشتها و بيابانهاى مختلف و دامنه كوهها تقسيم مىشود و همه آنها از آب بهرهمند مىگردند.
سپس به آرامش زمين و تعديل حركات آن به وسيله كوهها اشاره كرده، مىفرمايد: «حركات زمين را با صخرههاى عظيم و قلّههاى بلند و محكم كوهها تعديل نمود». (و عدّل حركاتها بالرّاسيات [١] من جلاميدها، [٢] و ذوات الشّناخيب [٣] الشّمّ [٤] من صياخيدها [٥]).
و بدين ترتيب حركات زمين به جهت نفوذ كوهها در سطح آن و فرو رفتن ريشههاى آن در اعماق زمين و سوار شدن آنها بر گردن دشتها و عمق زمين از لرزش باز ايستاد. (فسكنت من الميدان [٦] لرسوب الجبال في قطع أديمها [٧]، و تغلغلها [٨] متسرّبة [٩] في جوبات [١٠] خياشيمها [١١]، و ركوبها أعناق سهول الأرضين و جراثيمها [١٢]).
[١] «راسيات» جمع «راسيه» به معناى سنگين و استوار است.
[٢] «جلاميد» جمع «جلمود» (بر وزن خشنود) به معناى تخته سنگ است.
[٣] «شناخيب» جمع «شنخوب» (بر وزن خشنود) به معناى قلّه كوه است.
[٤] «شمّ» جمع «اشمّ» به معناى بلند و مرتفع است و به معناى بلند مقام و بلند مرتبه نيز آمده است.
[٥] «صياخيد» جمع «صيخود» (بر وزن محمود) به معناى سنگ سخت است.
[٦] «ميدان» به معناى حركت و لرزش است.
[٧] «أديم» در اصل به معناى پوست دبّاغى شده است؛ سپس به سطح زمين نيز اطلاق شده است.
[٨] «تغلغل» به معناى بسيار فرو رفتن است.
[٩] «متسرّبه» از مادّه «تسرّب» به معناى داخل شدن مخفيانه است.
[١٠] «جوبات» جمع «جوبه» (بر وزن توبه) به معناى حفره است.
[١١] «خياشيم» جمع «خيشوم» (بر وزن زيتون) به معناى قسمت بالاى سوراخ بينى است كه متّصل به سر مىباشد.
[١٢] «جراثيم» جمع «جرثومه» به معناى اصل و ريشه و طبقات پايين زمين است و امروزه اين واژه بر ميكروب نيز اطلاق مىشود كه اصل و اساس بيمارى است.