پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - شرح و تفسير شكم باطل را مىشكافم و حق را بيرون مىآورم!
ساقتها حتّى تولّت بحذافيرها [١]، و استوسقت في قيادها). [٢] «ساقه» جمع «سائق» به معناى راننده است؛ در گذشته چنين بوده است كه براى حركت مركب، يا قافله كسى در جلو بوده، به نام «قائد» و كسى در پشت سر به نام «سائق». در مورد لشكرها نيز چنين بوده است، رهبرانى در جلو، و فرماندهانى در قسمت عقبه لشكر بودند و در واقع، امام عليه السّلام، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را به عنوان «قائد» لشكر معرّفى مىكند و خود را به منزله «سائق»، ولى «سائق» گاه به معناى «قائد» هم آمده. اضافه بر اين، ساقه لشكر به معناى قسمت عقبه لشكر نيز ذكر شده است، كه در اين صورت جمع «سائق» نمىباشد.
به هر حال، اين تعبير نشان مىدهد كه على عليه السّلام نقش مهمّى در رهبرى و هدايت لشكر اسلام و عقب راندن و شكست لشكر كفر داشته است.
در ادامه اين سخن مىفرمايد: «من (در انجام اين مهم) هرگز ناتوان نشدم و نترسيدم، خيانت ننمودم و سست نگرديدم». (ما ضعفت، و لا جبنت، و لا خنت، و لا وهنت).
در واقع، شكست به سبب يكى از اين چهار عامل است: ضعف، ترس، خيانت و سستى نشان دادن.
تفاوت «ضعف» و «وهن» اين است كه «ضعف» به معناى ناتوانى است، ولى در «وهن»، توانايى وجود دارد، امّا در بكار گرفتن آن سستى مىشود. بنابر اين، هيچ يك از عوامل شكست در وجود مبارك آن حضرت يافت نمىشد. به همين دليل در همه صحنهها پيروز بود.
[١] «حذافير» جمع «حذفور» (بر وزن مزدور) به معناى گروه زياد است و به معناى جانب نيز آمده است اشاره به اينكه همه گروههاى باطل پشت كردند و متلاشى شدند.
[٢] طبق تفسيرى كه در بالا كرديم ضمير در «ساقتها» و «قيادها» به لشكر اسلام بر مىگردد و در «حذافيرها» به قرينه مقام، به لشكر كفر باز مىگردد.