پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨ - خطبه در يك نگاه
در بخش نهم، از علم خداوند به غيوب و آگاهى او بر تمام اسرار وجود انسان و اعمال و نيّات و افكار و اسرار نهفته در درون سينه او، سخن مىگويد.
و بالأخره در دهمين و آخرين بخش، با دعاهاى بسيار پر معنا و پر محتوا، خطبه را به پايان مىبرد و از مجموع اين بخشها، معجون حيات بخشى براى تلطيف روح انسان و سير او در مسير قرب الى اللّه و اصلاح فكر و اعمال انسان ساخته و در اختيار همگان مىگذارد [١].
در مورد علّت نامگذارى اين خطبه به عنوان «أشباح» ميان محقّقان گفتگو است.
بعضى گفتهاند، «اشباح» كنايه از فرشتگان است و از آنجا كه بخش مهمّى از اين خطبه، در مورد فرشتگان سخن مىگويد به خطبه «اشباح» نامگذارى شده است.
بعضى احتمال دادهاند كه كلمه «اشباح» در اين خطبه وجود داشته و چون «سيّد رضى» عادت بر اين دارد كه از خطبه گلچين مىكند، و تمام آن را نقل نمىكند اين بخش از خطبه را انداخته است و آن جمله، احتمالا اين بوده است: «و كيف يوصف بالأشباح و ينعت بالألسن الفصاح؛ چگونه ممكن است خداوند به اشباح و اجسام توصيف شود و چگونه ممكن است زبانهاى فصيح و گويا قدرت، بر بيان وصف او داشته باشند». (اين جمله را مرحوم «صدوق» در كتاب «توحيد» در خطبهاى كه شباهت با قسمتى از خطبه اشباح دارد، آورده است). [٢] احتمال ديگر در اين نامگذارى اين است كه، چون خطبه طولانى بوده و يكى از معانى اصلى «شبح» گسترش و وسعت و امتداد چيزى است، [٣] به اين نام، ناميده شده است.
[١] توجّه داشته باشيد كه اين خطبه در يك تقسيم كلّى، به ده بخش تقسيم شده است، و گر نه برخى از اين بخشها، به بخشهاى ديگرى نيز تقسيم مىشود؛ از اين رو، ما در شرح و تفسير اين خطبه، آن را در نهايت به بيست و چهار بخش رساندهايم.
[٢] توحيد صدوق، صفحه ٧٩، حديث ٣٤.
[٣] «ابن فارس» در «مقاييس اللّغة» در تفسير «شبح» مىگويد: «أصل صحيح يدلّ على امتداد الشىء فى عرض، من ذلك «الشّبح» و هو الشّخص، سمّى بذلك، لأنّه فيه إمتداد او عرضا».