پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - شرح و تفسير جود و بخشش بىانتهاى او
بهرهها. همه بندگان جيره خوار اويند، و روزى همه آنها را تضمين كرده، و قوت آنها را معين ساخته است و راه را به علاقهمندان خود، و جويندگان آنچه نزد اوست، نشان داده است. چنان نيست كه سخاوت او در آنجا كه از وى چيزى بخواهند، بيشتر از موقعى باشد كه از او نخواهند. او آغازى است كه قبل ندارد، تا پيش از او چيزى باشد، و پايانى است كه بعد ندارد، تا بعد از او وجودى باشد (بلكه از ازل تا ابد بوده و خواهد بود).
مردمك چشمها را، از مشاهده و درك ذاتش باز داشته است (نه چشم ظاهر او را مىبيند، و نه چشم باطن به كنه ذاتش مىرسد). زمانى بر آن نگذشته تا حالش دگرگون شود، و در مكانى نبوده كه جا به جايى براى او تصوّر شود. اگر آنچه از درون سينه معادن كوهها بيرون مىريزد، يا از دهان صدفهاى دريا خارج مىشود: از نقره خالص و طلاى ناب و دانههاى درّ و شاخههاى مرجان (و در يك كلمه، تمام ذخاير جهان) را ببخشد، در جود و سخايش كمترين اثرى نمىگذارد، و از وسعت نعمتهايش نمىكاهد؛ آن قدر نزد او از ذخاير نعمتها است، كه تقاضاهاى مردم آن را از ميان نمىبرد؛ چرا كه او سخاوتمندى است كه پاسخگويى به تقاضاى سائلان، چيزى از او نمىكاهد، و اصرار اصراركنندگان، او را به بخل وانمىدارد.
شرح و تفسير جود و بخشش بىانتهاى او
همان گونه كه در مقدّمه خطبه آمد، انگيزه ايراد اين خطبه از سوى امام عليه السّلام اين بود كه شخصى از آن حضرت، توصيف خداوند را خواست؛ توصيفى كه به منزله عيان و مشاهده باشد و از آنجا كه اين سخن، بوى اعتقاد به جسميّت خداوند، يا لا اقلّ داشتن اوصاف ممكنات مىدهد، امام، سخت خشمگين شد و چهرهاش دگرگون