پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - نكته آيا راسخان در علم تفسير متشابهات را مىدانند؟
نكته آيا راسخان در علم تفسير متشابهات را مىدانند؟
در اينجا سؤالى مطرح مىشود و آن اينكه مطابق آنچه در اين فراز از خطبه آمده است، امام عليه السّلام مىفرمايد: راسخان در علم نيز از فهم كنه صفات خدا عاجزند و به عجز خود اعتراف دارند و اين اعتراف نشانه رسوخ و استوارى آنها در علم است و مىدانيم اين سخن اشاره به آيه ٧ سوره آل عمران است كه مىفرمايد: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا» و به اين ترتيب مفهوم آيه چنين مىشود كه: تأويل آيات متشابه قرآن را فقط خدا مىداند و راسخان در علم در برابر آن اظهار عجز مىكنند. يعنى- به اصطلاح- جمله «و الرّاسخون ...» جمله استينافيه است.
ولى از سويى در روايات زيادى كه از ائمّه معصومين نقل شده و- شايد بالغ بر سى روايت بشود آمده است كه «راسخان در علم» ماييم! يعنى از تأويل آيات متشابه با خبريم و به اين ترتيب «الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» در آيه، عطف به «اللّه» خواهد شد.
سؤال اين است كه اين تضاد را كه بين اين خطبه از نهج البلاغه و آن همه از روايات است، چگونه حلّ كنيم و به تعبير ديگر: آيا راسخان در علم- به هر معنى كه آن را تفسير كنيم- بر متشابهات قرآن و اسرار صفات خداوند آشنايى و آگاهى دارند؟ يا آنكه قناعت آنها به همان علم اجمالى و عدم غور و تعمّق در ماوراى آن، سبب شده كه عنوان «راسخان در علم» بر آنها اطلاق شود؟
از يك سو، روايات بىشمارى نظر اوّل را تأييد مىكند و صرف نظر كردن از اين همه روايات بسيار دشوار است و از سوى ديگر، خطبه بالا با صراحت نظر دوم را دنبال مىكند، و اين چيزى است كه بسيارى از محقّقان و متفكّران در مسائل اسلامى را حيران ساخته است.