پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠ - شرح و تفسير سخنانش بيان بود و سكوتش پر معنا
اسلام) چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد».
سپس به يكى ديگر از الطاف الهى به بركت وجود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اشاره كرده، مىفرمايد: «خداوند ذليلان پاكدل و (محروم) را به وسيله او عزّت بخشيد و عزيزان (خودخواه) را ذليل ساخت». (أعزّ به الذّلّة، و أذلّ به العزّة).
افراد با ايمان و با شخصيّت كه به خاطر تهيدستى در چنگال زورمندان بىايمان گرفتار بودند، خداوند آنها را به بركت وجود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عزيز ساخت و مديريتهاى مهمّ جامعه اسلامى را به آنها سپرد و زورمندان فاسد و بىمنطق را از صحنه اجتماع بيرون راند.
در پايان خطبه، به يكى از برجستهترين صفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اشاره كرده مىفرمايد:
«سخنش بيان بود و سكوتش زبان». (كلامه بيان، و صمته لسان).
هر زمان، زبان به سخن مىگشود اسرار حكمت از زبانش فرو مىريخت و حقايق وحى را تبيين مىكرد؛ راه نجات را نشان مىداد و پرتگاهها را مشخّص مىنمود و اگر گاهى سكوت مىكرد، سكوتش پر معنا و پر مفهوم بود. ناراحتىها و نگرانىها و عدم رضايت خود را از پارهاى كارها با سكوت نشان مىداد و نادرست بودن سؤالات بيجا را، از همين طريق پاسخ مىگفت و در برابر جاهلان بد زبان، از همين سلاح يارى مىجست و گاه با سكوت (با قرائن حاليّه) كارهايى را تقرير و امضا مىكرد.