پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣ - شرح و تفسير او از همه چيز آگاه است
كه هر كدام را صداى خاصّى است و بيانگر واقعيت جداگانهاى. يكى از سوز و درد درونى حكايت مىكند و ديگرى از مخفى كارى و احتياط؛ يعنى خداوند هم از مراكز پر ازدحام با خبر است و هم از مكانهاى خاموش.
در ادامه اين سخن، باز انگشت روى امور ديگرى از امور لطيف و ظريف و مخفى و پنهان گذارده و شمول علم بىپايان پروردگار را نسبت به آن، با تعبيراتى بسيار جالب و زيبا روشن مىسازد. مىفرمايد: «خداوند از جايگاه پرورش ميوهها در درون غلاف شكوفهها، و از مخفىگاههاى وحوش در درون غارهاى كوهها و اعماق درّهها و از نهانگاه پشهها در ميان ساقهها و پوستهاى درختان، و از محلّ پيوستگى برگها به شاخهها و از جاى حركت نطفهها از صلب (پدران) و آميزش با نطفه (مادران) در درون رحمها مطّلع است». (و منفسح [١] الثّمرة من ولائج [٢] غلف [٣] الأكمام [٤]، و منقمع [٥] الوحوش من غيران [٦] الجبال و أوديتها، و مختباء البعوض بين سوق [٧] الأشجار و ألحيتها [٨]، و مغرز [٩] الأوراق من الأفنان [١٠]، و محطّ الأمشاج [١١] من مسارب [١٢] الأصلاب).
[١] «منفسح» به معناى جايگاه وسيع از مادّه «فسح» (بر وزن مسح) به معناى وسعت دادن گرفته شده است.
[٢] «ولائج» جمع «وليجه» به معناى لباس زيرين و محرم اسرار و امر پنهانى است (از مادّه «ولوج» به معناى داخل شدن پنهانى).
[٣] «غلف» جمع «غلاف» كه معناى آن مشهور است.
[٤] «أكمام» جمع «كمّ» (بر وزن جنّ) به معناى برگهايى است كه شكوفهها را مىپوشاند و بعيد نيست اضافه «غلف» به «أكمام» اضافه بيانيّه باشد.
[٥] «منقمع» به معناى محلّ اختفا است (از مادّه «انقماع» به معناى اختفا گرفته شده است).
[٦] «غيران» جمع «غار» كه معناى آن معروف است. البتّه عرب به غارهاى وسيع، كهف مىگويد.
[٧] «سوق» جمع «ساقه» مانند ساقه درختان و گياهان است.
[٨] «ألحيه» جمع «لحاء» (بر وزن كتاب) به معناى پوست درختان است.
[٩] «مغرز» به معناى محلّ ريشههاى هر چيزى است؛ (از مادّه «غرز» (بر وزن فرض) به معناى فرو كردن است، مانند فرو كردن سوزن در پارچه).
[١٠] «أفنان» جمع «فنن» (بر وزن قلم) به معناى شاخه تازه و پر برگ درختان است.
[١١] «أمشاج» جمع «مشج» (بر وزن مشق، يا بر وزن سبب) به معناى شىء مخلوط است.
[١٢] «مسارب» جمع «مسرب» (بر وزن مركب) به معناى محلّ راه رفتن در سراشيبى يا ريزش آب و مانند آن است. (از مادّه «سرب» (بر وزن حرب) به معناى راه سراشيبى است).