پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - شرح و تفسير صفات والاى فرشتگان
نه همچون افراد بىمعرفت و تهى از عشق و محبّت و خوف و رجاء، كه با اندك عبادتى خسته و دلسرد و بىميل و رغبت مىشوند! سپس در ادامه اين سخن به نكته مهم ديگرى پرداخته، مىفرمايد: «مقام برجسته آنان (نزد پروردگار) طوق خشوع را از گردنشان باز نكرده و خودبينى و عجب، آنها را فرا نگرفته است، تا اعمال گذشته خود را بسيار بشمرند! (و در خود فرو روند) و خضوع و كوچكى در برابر ذات با عظمتش، جائى براى بزرگ شمردن حسنات خود باقى نگذارده است».
(و لا أطلق عنهم عظيم الزّلفة [١] ربق [٢] خشوعهم، و لم يتولّهم الإعجاب فيستكثروا ما سلف منهم و لا تركت لهم استكانة [٣] الإجلال نصيبا في تعظيم حسناتهم).
نكته لطيفى كه در اين سخن نهفته شده است و بعضى از شارحان نهج البلاغه به آن اشاره كردهاند اين است كه آنهايى كه به سلاطين و شاهان و شخصيتهاى انسانى- كه ظاهرا بزرگ و با عظمتند- نزديك مىشوند به زودى در مىيابند كه آنها هر قدر ظاهرا بزرگ و قدرتمند باشند، قدرتشان محدود و پايان پذير است و نزديكان آنها مىتوانند روزى به همان قدرت يا بيش از آن برسند. همين معنا سبب مىشود كه از خضوع و تواضع و طاعت آنها به سرعت كاسته شود و اگر در ظاهر مجبور به تعظيم باشند، در باطن عظمتى براى آنها قائل نيستند.
ولى فرشتگان هر قدر در مسير قرب پروردگار پيش مىروند جلوههاى تازهاى از
[١] «زلفه» از مادّه «زلف» (بر وزن ضعف) به معناى نزديك شدن است و «زلفه» و «زلفى» به معناى مقام و منزلت و قرب است.
[٢] «ربق» جمع «ربقه» به معناى طنابى است كه در آن حلقههايى وجود دارد كه حيوانات را با آن مىبندند.
سپس به رابطه محكم چيزى با چيز ديگر اطلاق شده و در جمله بالا به همين معنا آمده است.
[٣] «إستكانه» از مادّه «سكون» است و در اين گونه موارد به معناى خضوع و تواضع مىآيد. (بعضى آن را از باب افتعال و از مادّه «سكون» مىدانند و بعضى از باب استفعال از مادّه كون؛ كه آن هم به معناى قرار كردن در مكانى توأم با خضوع و خشوع است).