پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣ - شرح و تفسير روزى، وسيله بزرگ آزمايش انسان
سپس در اين زمينه شرح بيشترى مىدهد؛ مىفرمايد: «هدف از آن تقسيم اين بوده است كه هر كه را بخواهد به وسعت روزى، يا تنگى آن بيازمايد (و به تعبير ديگر:) به وسيله آن، شكر و صبر غنى و فقير را امتحان كند». (ليبتلي من أراد بميسورها و معسورها، و ليختبر بذلك الشّكر و الصّبر من غنيّها و فقيرها).
ممكن است اين تفاوت در اشخاص مختلف باشد؛ گروهى از نعمت فراوان بهره گيرند تا در ميدان آزمايش نشان دهند كه آيا شكر اين همه نعمت را به جا مىآورند و بخشى از ثروت خداداد را در اختيار محرومان قرار مىدهند و آنچه را دارند در جاى خود مصرف مىكنند، يا به عكس، فزونى ثروت آنها را از خدا و خلق بيگانه مىكند و در غرور و غفلت فرو مىبرد؛ يا اين كه تنگى روزى، صبر و استقامت آنها را درهم مىشكند و آنان را به حرام و ناشكرى و اعتراض بر پروردگار وادار مىسازد.
حتّى در يك انسان ممكن است هر دو حالت واقع شود: گاه غنى و بىنياز، و گاه فقير و تنگدست؛ و هر كدام از اين دو، ميدان آزمون الهى است، ميدان آزمون شكر و صبر و عدم استقامت و بىتابى.
در ادامه اين سخن، به اين نكته اشاره مىكند كه فقر و غنا و سلامتى و بيمارى، چنان از هم جدا نيستند كه انسان بتواند بر يكى تكيه كند؛ بلكه چنان به هم نزديك يا آميختهاند كه بر هيچ يك نمىتوان اعتماد كرد؛ مىفرمايد: «سپس روزى وسيع را با باقى مانده فقر و بيچارگى در آميخت، و تندرستى را با حوادث دردناك توأم ساخت، و شادى و سرور را با غصّه و اندوه قرين كرد». (ثمّ قرن بسعتها عقابيل فاقتها، و بسلامتها طوارق آفاتها، و بفرج أفراحها غصص أتراحها) [١].
تا هيچ كس در حال غنا و سلامت و شادى و سرور مغرور نگردد و همگان بدانند اين امور هميشه و همه جا و در مورد هر كس در معرض زوال و نابودى و تبديل به
[١] «أتراح» جمع «ترح» (بر وزن فرح) به معناى غم و غصه است و غالبا آن را به معناى ضدّ فرح تفسير كردهاند؛ ولى گاه به معناى هلاكت و قطع خير و خوبى نيز اطلاق شده است.