پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - شرح و تفسير اوصاف فرشتگان
قرار نداده است». (و لم ترم الشّكوك بنوازعها [١] عزيمة إيمانهم).
در جمله چهارم مىافزايد: «و گمانها بر پايگاه يقين آنان راه نيافته (و آنها را متزلزل نساخته است)». (و لم تعترك [٢] الظّنون على معاقد يقينهم).
در پنجمين جمله مىفرمايد: «هيچ عاملى آتش كينه و حسد را در ميان آنها بر نيفروخته (تا ضعف و فتورى در كار آنها راه يابد، بنابر اين، همه فرشتگان به صورت هماهنگ و بى هيچ گونه اختلافى در انجام فرمانهاى الهى عمل مىكنند)». (و لا قدحت قادحة الإحن [٣] فيما بينهم).
در ششمين جمله در توصيف اين فرشتگان اضافه مىفرمايد: «هرگز حيرت و سرگردانى آنان را از معرفتى كه در باطن دارند و آنچه از عظمت و هيبت و جلال الهى در درون سينههايشان نهفتهاند جدا نساخته است». (و لا سلبتهم الحيرة ما لاق من معرفته بضمائرهم، و ما سكن عن عظمته و هيبة جلالته في أثناء صدورهم).
اين عبارت ممكن است اشاره به اين باشد كه ايمان و معرفت آنها نسبت به خداوند و صفات جمال و جلال او به قدرى قوى است كه هرگز اوهام و حيرت ناشى از آن اوهام در آن نفوذ نخواهد كرد، و چيزى از آن نخواهد كاست؛ در حالى كه در انسانها چنين نيست، گاه افراد مؤمن در برابر صحنههايى قرار مىگيرند كه سبب حيرت و سرگردانى و تزلزل پايههاى ايمان آنها مىشود.
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از حيرت، همان عدم دسترسى به كنه ذات و صفات او باشد كه هرگز آنها را از درك اجمالى ذات و صفات باز نمىدارد و همچون پارهاى از انسانها كه بر اثر عدم درك كنه ذات راه تعطيل صفات را پيش گرفتهاند، نيستند.
[١] «نوازع» جمع «نازعه» از مادّه «نزع» (بر وزن وضع) به معناى از جا بر كندن، يا كشيدن است و در عبارت بالا اشاره به تيرهاست كه وقتى مىخواهند آن را از كمان رها كنند، بايد بند كمان را با قوّت به عقب بكشند.
[٢] «تعترك» از مادّه «عرك» (بر وزن ارك) در اينجا به معناى ازدحام است.
[٣] «إحن» جمع «إحنه» به معناى حسد و كينه است.