پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣٩
داشته، به خاطر همين عالمان بىعمل بوده. سرچشمه تمام جنگها و نابسامانىها در جامعه بشرى چه در گذشته. و چه امروز از همين گروه است.
آنها هستند كه خطرناكترين سلاحهاى كشتار جمعى براى محو و نابودى انسانهاى بىگناه مىسازند. آنها هستند كه نقشههاى شيطانى براى استثمار و استعمار ملّتها مىكشند. آنها هستند كه براى حفظ منافع شوم و نامشروعشان آتش جنگ به پا مىكنند و بالأخره آنها هستند كه براى دست يافتن به منافع بيشتر، مراكز حسّاس تبليغاتى را به دست مىگيرند. چهره حقايق را مىپوشانند و با دروغ و تزوير، انسانها را در بىخبرى فرو مىبرند.
قرآن مجيد آنها را به سگ هارى تشبيه كرده كه عطش نامحدود و پايان ناپذيرى بر او غلبه نموده، در هيچ حال سيراب نمىشود. اگر به او حمله كنى دهانش باز و زبانش بيرون است و اگر او را به حال خود واگذارى باز چنين است: «فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ». [١] تعبيرى كه امام عليه السّلام در خطبه بالا درباره عالم بىعمل و سرنوشت او بيان فرموده، تعبيرى است بسيار رسا و گويا. او در عمل همچون جاهل مركّب است كه به راه خطا مىرود و گاه به آن هم افتخار مىكند و در حساب روز جزا و مجازات آخرت و دنيا، كيفر او از همه شديدتر و مسئوليّتش بيشتر و حسابش سنگينتر است.
راستى چه مىشود كه انسان با علم و آگاهى در راه خطا گام مىگذارد و اين تضادّ علم و عمل از كجا سرچشمه مىگيرد؟
جواب اين سؤال روشن است. گاه اين عالم واقعا پايههاى ايمانش سست و ضعيف است گرچه در ظاهر مسلمان است، ولى در باطن، «يقولون إنّ اللّه خالق جنّة و نار و تعذيب و غلّ يدين» [٢] مىگويد.
و گاه در عين ايمان به خدا، آنچنان غلبه هواى نفس بر او شديد است كه سدّ
[١] سوره اعراف، آيه ١٧٦.
[٢] اين شعر از «عمر سعد» نقل شده كه به هنگام پيشنهاد رويارويى با امام حسين عليه السّلام در ميدان كربلا وعده حكومت «رى» را به او دادند و او مدّتى در فكر فرو رفت و بعد اشعارى خواند كه يك بيتش همين بيت بالاست و مضمونش اين است كه: «مىگويند خدايى هست و بهشت و دوزخ و عذاب و كيفرى دارد!».