پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨ - شرح و تفسير دنياى بىاعتبار!
رفته ببيند! نه جوانى باز مىگردد و نه توانها و نيروهاى از ميان رفته بر اثر گذشت عمر. نه دوستان و مونسانى كه در چهره در نقاب خاك كشيدند، خود را نشان مىدهند و نه عزيزان از دست رفته. اينها همه يك طرف، از سوى ديگر، وحشت از آينده آميخته با ابهام و جهل نيز، براى انسان دردناك است! در پنجمين و ششمين استدلال براى بىاعتبارى دنيا مىفرمايد: «شادى آن آميخته با اندوه است، و توانايى و استقامت مردان نيرومند در آن به ضعف و سستى مىگرايد». (سرورها مشوب بالحزن، و جلد [١] الرّجال فيها إلى الضّعف و الوهن).
مشكل بزرگ مواهب مادّى دنياى همان است كه امام عليه السّلام در جاى ديگر به آن اشاره كرده: «لا تنالون منها نعمة إلّا بفراق أخرى؛ به هر نعمتى از آن مىرسيد به فراق نعمت ديگرى مبتلا مىشويد». [٢] مثلا كسى كه فرزند ندارد، غم بىفرزندى قلب او را مىفشارد؛ ولى همين كه صاحب فرزند، يا فرزندان شد، مشكلات فرزند از هر سو هجوم مىآورد! ثروت ندارد، غم فقر او را آزار مىدهد؛ ثروتمند مىشود، مشكل حسادت حسودان، خيانت خائنان، و طمع ورزى دزدان و سارقان، ظاهر و آشكار مىشود و آرامش او را به كلّى بر هم مىزند. آرى! شادىهاى دنيا، هميشه آميخته با غم و اندوههاست و قوّتها به زودى جاى خود را به ضعف و سستى مىدهد.
سپس امام عليه السّلام در يك نتيجهگيرى قاطع و بيدارگر از تمام اين استدلالات، مىفرمايد: «حال كه چنين است زرق و برقها و زيبايىهاى فراوان دنيا شما را نفريبد! چرا كه مدّت كمى با شما خواهد بود!». (فلا يغرّنّكم كثرة ما يعجبكم فيها لقلّة مآ يصحبكم منها).
درست است كه در دنيا زيبائىهاى فراوان و زرق و برقهاى خيره كننده بسيار ديده مىشود، ولى همانها علاوه بر تمام مشكلاتى كه در درونشان نهفته است،
[١] «جلد» به معناى قوّت و قدرت و صلابت است.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٤٥.