پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠ - شرح و تفسير من چشم فتنه را كور كردم!
آراسته داشتند و حتّى غالبا به واجبات و مستحبّات كوچك نيز، اهميّت مىدادند؛ لذا بسيارى از ساده دلان در مبارزه با آنان، ترديد به خود راه مىدادند. امام چشم اين فتنه را كه برخاسته از كج انديشىها و اعمال منافقانه خوارج بود نيز، كور كرد.
بعضى ديگر، فتنه «معاويه»، شاميان و جنگ صفّين را- كه از همه اينها گستردهتر بود و امام تا سر حدّ پيروزى آن را رهبرى فرمود، و اگر سستى و نادانى گروهى از فريب خوردگان پيش نيامده بود، آن هم براى هميشه پايان مىيافت- در مفهوم جمله بالا داخل مىدانند.
بعضى از «شارحان» نيز فتنه را، به مفهوم عامّى گرفتهاند و معتقدند اين فتنهها از زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در جنگ بدر آغاز شد و در غزوات ديگر ادامه يافت و بعد از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به صورت خطرناكتر، ظهور و بروز كرد و تا زمان «عثمان» ادامه يافت و بعد از بيعت مردم با آن حضرت به اشكال ديگرى نمايان گشت و امام گاه با شمشير، گاه با صبر و شكيبايى، گاه با آگاهى رسانى و گاه با فريادها و هشدارها، چشم فتنهها را نابينا كرد.
ولى تفسير اوّل (اشاره به جنگ جمل) با تعبيرات خطبه، مناسبتر به نظر مىرسد.
تعبير به «عين الفتنة» نشان مىدهد كه امام فتنه را به هيولاى وحشتناكى تشبيه كرده، كه وقتى چشم او را كور كنند، قدرت فعّاليت از او گرفته مىشود و در ضمن اشاره به اين نكته نيز مىتواند باشد كه امام در مبارزه با فتنهها، به سراغ مركز اصلى فتنه و توطئه مىرفت، نه شاخ و برگها؛ زيرا، هنگامى كه مركز فتنه متلاشى شود بقيّه اعوان و انصار فتنهگران، خود به خود متلاشى خواهند شد و اين، بهترين راه براى از بين بردن فتنهها، با ضايعات كمتر است.
سپس امام عليه السّلام در اين زمينه به سراغ نكته بسيار مهمّى مىرود و براى بيان آن،