پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥ - ١- آن كه گريزد ز خراجات شام!
و عجبتر اين كه هنگامى كه «ابو العبّاس سفّاح» نخستين خليفه عبّاسى بر تخت قدرت نشست، دستور داد آن قدر از «بنى اميّه» كشتار كنند، كه به شمار در نمىآيد و حتّى دستور داد قبرهاى بنى اميّه را شكافتند و مردگان آنها را از گور درآوردند و سوزاندند. و به اين ترتيب، هيچ كس از زندگان آنها سالم نماند مگر آنانى كه به «اندلس» فرار كرده بودند. حتّى نوشتهاند «سفّاح» خشونت را به آنجا رسانيد كه دستور داد كشتگان «بنى اميّه» را پيش روى سگها اندازند، تا گوشت آنها را بخورند. [١] و اساسا لقب «سفّاح» (خونريز) كه به نخستين خليفه عبّاسى داده شده، به خاطر كشتار وسيع و بىحسابى است كه از بنى اميّه كرد. [٢] ناگفته پيدا است فرجى را كه امام عليه السّلام اشاره مىكند، تنها در زمان فترت بين حكومت بنى اميّه و بنى عبّاس بود؛ يا به تعبير ديگر؛ مربوط به زمانى است كه بنى عبّاس قدرت چندانى پيدا نكرده بود، زيرا بعد از آن كه پايههاى قدرت آنان محكم شد، آنها نيز به ظلم و ستم پرداختند و دوران تاريك ديگرى به مسلمانان روى آورد.
نكتهها
١- آن كه گريزد ز خراجات شام!
اين تجربه تاريخى كرارا تكرار شده است، كه افرادى از پذيرش حقّ، با كرامت و عزّت سرباز زدند، سرانجام با خوارى و ذلّت باطل را پذيرا شدند؛ و نمونه روشن آن، مردم «عراق» در عصر على عليه السّلام بودند. رهبرى پيشوايى عادل آگاه، دلسوز و مهربان كه حتّى در ميدان جنگ، از دلسوزى و مهربانى فروگذارى نمىكرد، نپذيرفتند و هر روز با بهانهاى از اطاعت فرمان او سرباز زدند؛ قلب او را مالامال از خون كردند و هر
[١] تتمّة المنتهى، صفحه ١٥٦.
[٢] دائرة المعارف اعلمى، جلد ١٠، صفحه ٤٠٥.