پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣ - ترجمه
بخش نوزدهم
ثمّ لم يدع جرز الأرض الّتي تقصر مياه العيون عن روابيها، و لا تجد جداول الأنهار ذريعة إلى بلوغها، حتّى أنشأ لها ناشئة سحاب تحيي مواتها، و تستخرج نباتها ألّف غمامها بعد افتراق لمعه، و تباين قزعه، حتّى إذا تمخّضت لجّة المزن فيه، و التمع برقه في كففه، و لم ينم و ميضه في كنهور ربابه، و متراكم سحابه، أرسله سحّا متداركا، قد أسفّ هيدبه، تمريه الجنوب درر أهاضيبه، و دفع شآبيبه. فلمّا ألقت السّحاب برك بوانيها، و بعاع ما استقلّت به من العبء المحمول عليها، أخرج به من هوامد الأرض النّبات، و من زعر الجبال الأعشاب، فهي تبهج بزينة رياضها و تزدهي بما ألبسته من ريط، أزاهيرها، و حلية ما سمطت به من ناضر أنوارها، و جعل ذلك بلاغا للأنام، و رزقا للأنعام، و خرق الفجاج في آفاقها، و أقام المنار للسّالكين على جوادّ طرقها.
ترجمه
سپس خداوند هيچ يك از بلندىهاى زمين را كه آب چشمهها به نقاط مرتفع آن نمىرسد و جدولهاى نهرها به آن راه ندارد، به حال خود وانگذاشت؛ بلكه (براى آبيارى آنها) ابرهايى آفريد تا قسمتهاى مرده زمين را زنده كند و گياهان آن را بروياند. خداوند قطعات درخشنده و پراكنده و جداى ابرها را به هم پيوست و درياهايى از آب كه در ابرها نهفته بود سخت به حركت در آمد (و آماده نزول شد؛)