پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٠ - نكته عشقهاى مقدّس و نامقدّس
شده و خداوند محبّت غير خود را به آنها چشانيده است». [١] در حديثى ديگرى كه از على عليه السّلام درباره ناتوانى عاشق از ديدن حقايق نقل شده، مىخوانيم: «عين المحبّ عميّة عن معايب المحبوب، و أذنه صمّاء عن قبح مساويه؛ چشم محب و عاشق، از ديدن عيوب محبوب نابينا و گوشش از شنيدن كاستىهاى او ناشنواست». [٢] و اينكه در بعضى از احاديث از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده است: «من عشق فعفّ ثمّ مات، مات شهيدا؛ كسى كه عاشق شود و عفّت پيشه كند، سپس (با همين حال پارسايى) از دنيا برود، شهيد از دنيا رفته است». [٣] اشاره به همينگونه عشقهاى آلوده مجازى است.
همچنين حديث ديگرى كه از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «من عشق و كتم و عفّ و صبر، غفر اللّه له، و أدخله الجنّة؛ كسى كه عاشق شود و كتمان كند و پارسايى و شكيبايى پيشه كند، خداوند گناهان او را مىبخشد و او را وارد بهشت مىكند». [٤] ولى به عكس، در عشقهاى حقيقى و مقدّس، روح انسان صفا و نورانيّت فوق العادهاى پيدا مىكند و همه چيز را جز معشوق حقيقى- كه مظهر كمال مطلق است- به فراموشى مىسپارد و تحمّل تمام شدايد را براى رسيدن به وصال او و برخوردار شدن از جذبههاى عنايت و لطفش آسان مىشمرد و هنگامى كه «در بيابان به شوق كعبه قدم مىگذارد، از سرزنشهاى خار مغيلان غمى به دل راه نمىدهد».
همانگونه كه در حديث قدسى آمده است: «إذا كان الغالب على العبد الإشتغال بي جعلت بغيته و لذّته في ذكري، فإذا جعلت بغيته و لذّته في ذكري، عشقني و عشقته،
[١] بحار الانوار، جلد ٧٠، صفحه ١٥٨.
[٢] غرر الحكم، شماره ٦٣١٤.
[٣] كنزز العمّال، حديث ٦٩٩٩.
[٤] همان مدرك، حديث ٧٠٠٢.