پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢١ - شرح و تفسير طبيب سيّار!
أحمى مواسمه [١]، يضع ذلك حيث الحاجة إليه: من قلوب عمي، و آذان صمّ، و ألسنة بكم؛ متتبّع بدوائه مواضع الغفلة، و مواطن الحيرة).
چه تعبيرات و تشبيهات زيبايى! از يك سو، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله (يا خودش) را به عنوان طبيب معرّفى مىكند؛ چرا كه اطبّا به درمان بيمارهاى جسمى مىپردازند و او به درمان بيمارىهاى روحى و اخلاقى، كه به مراتب سختتر و خطرناكتر از بيمارىهاى جسمانى است كه از آن ميان، به سه قسمت مهم در عبارت بالا اشاره شده: كسانى كه بر اثر گناه و هوا پرستى و غفلت، چشم دلهاىشان نابينا شده و گوش شنوا را براى گرفتن پيام حق از دست دادهاند و زبان گويا براى ذكر حق ندارند.
از سوى ديگر او را به عنوان «دوّار» يعنى سيّار معرفى مىكند، اشاره به اينكه مانند طبيبان جسمانى در گوشه مطب، يا بيمارستان نمىنشيند كه بيماران به سراغ او بيايند؛ بلكه بر مىخيزد و وسايل دارو و درمان را با خود حمل مىكند و در هر كوى و برزن و هر شهر و ديار به دنبال بيماران مىگردد؛ و اين سيره همه پيامبران و امامان بوده كه دانشمندان و علماى امّت نيز بايد به آنها اقتدا كنند؛ خود را همچون كعبه ندانند كه مردم به طواف آنها بيايند؛ بلكه همچون نسيم سحرگاهان به هر سو بوزند و روح تازه در كالبدهاى مرده بدمند، يا همچون صيادى كه به دنبال صيد مىگردد.
سپس اشاره به جامعيّت درمان او مىكند، كه نخست براى درمان زخمهاى جانكاه از انواع مرهمهاى شفابخش استفاده مىكند و در پايان كار، اگر هيچ مرهم و دارويى اثر نگذاشت براى نجات جان بيمار ناچار محلّ زخم را داغ مىكند. (در گذشته زخمهاى غير قابل علاج- مانند سياه زخم- را با آهن داغ مىسوزاندند.) و به اين ترتيب، وظيفه «بشارت» و «انذار» را به طور كامل انجام مىدهد و به تعبير ديگر:
[١] «مواسم» جمع «ميسم» به معناى ابزارى است كه با آن بدن انسان يا حيوانى را داغ مىنهند و «وسم» (بر وزن رسم) به آن اثرى گفته مىشود كه از داغ كردن بر بدن انسان مىماند.