پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧ - شرح و تفسير دنياى بىاعتبار!
گروهى كمى ديرتر! امّا به هر حال، همه طعم تلخ مرگ را مىچشند: «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ». [١] فرق ميان «ثاوى» و «ساكن» اين است كه «ثاوى» به كسى مىگويند كه اقامت مستمرّ توأم با استقرار در جايى داشته باشد؛ در حالى كه «ساكن» ممكن است چنين باشد و ممكن است نباشد.
بنابر اين، هم جوانانى كه تصوّر مىشود براى مدّت زياد در اين دنيا مستقرّ خواهند بود، در معرض زوالند و هم پيرانى كه به حسب ظاهر سكونت آنها موقّتى و محدود است، همه راهيان ديار فنا و سير كنندگان به سوى عالم بقا هستند.
در دومين دليل مىفرمايد: «دنيا، هوسبازان غرق نعمت را كه بر آن تكيه كردهاند، ناگهان به مصيبت مىكشاند». (و تفجع المترف [٢] الآمن).
آرى! در آن هنگام كه سفره عيش و نوش را گستردهاند و فرياد شادى آنها گوش فلك را كر كرده، ناگهان «بانگى بر مىآيد كه خواجه مرد» و چه عبرتانگيز است اين مرگ و ميرهاى ناگهانى، كه در هر عصر و زمان بوده و در اين زمان فزونى يافته است! و چه عبرتانگيز است حال كسانى كه شب، در ناز و نعمت مىخوابند و صبحگاهان در حالى بيدار مىشوند كه همه امكانات خود را از دست دادهاند!! سوم و چهارم اينكه: «آنچه از دنيا از دست رفته و پشت كرده، هيچگاه بر نمىگردد و آينده معلوم نيست چگونه خواهد بود، تا در انتظارش باشيم!». (لا يرجع ما تولّى منها فأدبر، و لا يدرى ما هو آت منها فينتظر).
و چه دردناك است كه انسان گم شدههاى خويش را هرگز نتواند پيدا كند و به آينده نيز اميدوار نباشد! در حسرتى جبران ناپذير بماند و اميدهاى خود را بر باد
[١] سوره آل عمران، آيه ١٨٥.
[٢] «مترف» از مادّه «ترف» (بر وزن تلف) به معناى تنعّم است و «مترف» به كسى مىگويند كه فزونى نعمت او را غافل و مغرور ساخته و به طغيان واداشته است.