فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٩ - بخش اول كليات
باشد. همان حالت انتظار كمك و نصرت از ستمكاران و يا هر عملى است كه نشانگر انتظار كمك و نصرت خواست از آنان مىباشد چه به استقلال مسلمانان لطمهاى هم وارد بياورد و يا به نحوى باشد كه حفظ استقلال نيز با آن امكانپذير گردد.
نفى حالت ا نتظار كمك و نصرت داشتن از ستمكاران نمىتواند به معنى فقهى و حقوقى باشد. زيرا كه اين حالت يك ا مر نفسانى و مربوط به احساس و فكر آدمى است و حالات روانى يا فكرى تاجايى كه در عمل بروز نكرده و جامه عمل به خود نپوشيده نمىتواند حرام و يا جرم تلقى گردد. بدين ترتيب ناگزير بايد نهى از ركون را در اين مورد به معنى پيشگيرى از وقوع جرم و يا صرفاً به معنى يك مبناى فكرى و پايگاه اعتقادى در باره ستمكاران تلقى نمود، ولى در مورد ا عمالى كه همراه با چنين حالتى بوده و يا از چنين تفكرى نشأت مىگيرد نبايد ترديد كرد كه نهى به معنى تحريمى، آنرا شامل خواهد شد.
اين نكته را نيز در برداشت حكم سياسى از آيه مىتوان افزود كه تعليق به وصف در آيه مىتواند مشعر به عليت باشد. به اين معنى كه وقتى در تحريم ركون، متعلق آن يعنى كسانى كه نبايد به آنها ركون پيدا كرد با وصف ستمكار معرفى مىشوند، خود بيانگر اين است كه نفى ركون به دليل صفت ستمكارى آنهاست و چون ستمكارند پس نبايد به آنها ركون داشت.
در اين صورت بايد ركون را با تفسير موسع به هر نوع عملى كه به نحوى موجب همكارى، همدلى، رضايت ظاهر، انتظار و چشمداشت، دوستى، خيرخواهى، اطاعت، سپردن اختيارات اميدوارى است شامل دانست كه موجب تصانيف اساسى در روابط با ستمكاران مىگردد.
اينگونه تفسير موسع از ركون موكول به اين است كه مفهوم ظالم در آيه به دقت مشخص شود تا جنبه عليت آن نيز معلول و پىآمدهاى آن دقيقاً روشن گردد.
در تفسير (اَلَّذِينَ ظَلَمُوا) نظريات مختلف ديده مىشود:
الف -
مقصود، كفار قريشند كه بجز ظلم شرك بزرگترين جرم عصر پيامبر (ص) يعنى سد راه حق را مرتكب شدند. [١]
ب -
الذين ظلموا شامل هر كسى مىشود كه مرتكب ظلم شده باشد حتى كسى كه فقط يك بارظلم از او سرزده باشد.
[١] . رك: تفسير الميزان، ج ١٢ ص ٥٨.