فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٨ - بخش اول كليات
حق از طريق باطل پيموده شود و يا حق از طريق باطل احياء گردد كه توجيه وسيله با هدف، امرى مردود مىباشد.
ه -
با ظالمان در هيچ كارى همكارى و همسويى نداشته باشيد ونسبت به اعمال آنان رضايت خاطرى ابزار ننماييد و از دوستى با آنان و خيرخواهى و اطاعت نسبت به آنان خوددارى كنيد. بجز معانى فوق مىتوان گفت: عبارت (ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ) در ذيل آيه نشان مىدهدكه ركون مورد نهى، حالت يا عملى است كه همراه با نوعى اميدوارى و انتظار نصرت و يارى از ستمكاران است كه آيه ضمن اشاره به پىآمد ناگوار ركون به اين نكته هم تأكيد مىكند كه سرانجام به كمكى كه از ستمكاران انتظار داشتيد هم نخواهيد رسيد و نصرت الهى را هم از دست خواهيد داد.
بنابراين، مفهوم آيه چنين است كه از ستمكاران انتظار كمك نداشته باشيد و به كمك آنان دل نبنديد كه سرانجامش آتش است و بىياورى. و از سوى ديگر عبارت (وَ مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِ الله مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ نَصِيرٍ) در آيه بيانگر آن است كه مسلمانان به جاى انتظار كمك و نصرت از ستمكاران بايد به كمك و نصرت خدا دل ببندند به دليل اعتقادى كه دارند و سرنوشت را درقلمرو قدرت لايزال الهى و در حيطه ولايت الله مىدانند لكن علامه طباطبايى (ره) جمله:
(مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِ الله) را حال براى مفعول (فَتَمَسَّكُمُ اَلنّٰارُ) دانسته و بدين ترتيب رابطه مستقيم اين جمله را با (لاٰ تَرْكَنُوا) قطع كرده است.١
درهر حال قرآن با استناد به سه دليل، ركون به ستمكاران را نفى نموده است.
١. ركون آتش گيرههايى را همراه دارد كه جامعه اسلامى را به لمس آتش مىكشاند (آتش خيانت، آتش خدعه و نيرنگ، آتش پشيمانى و آتش ستمهايى كه انجام مىدهند).
٢. ركون با مبناى اعتقادى مسلمان ناسازگار است كه بايد از خدا انتظار نصرت داشته باشد نه از ظالمان.
٣. ركون درعمل به آن نقطه ختم خواهد شد كه ركونكنندگان نه تنها به انتظار خود مبنى بر نصرت ستمكاران نخواهند رسيد، بلكه يارى خدا را هم از دست خواهند داد.
ركون در آيه بايد به نحوى تفسير شود كه با هر سه نوع تعليل ذكر شده در آن آيه سازگار باشد و روشنترين و دقيقترين معنى كه هم معانى لغوى، هم با توجيه استدلالى آيه همگون
[١] . رك: تفسير الميزان، ج ١٢ ص ٥٣.