فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٤ - بخش اول كليات
گستردهتر ظاهر مىگردد.
پس از هجرت پيامبر اسلام (ص) به مدينه و ايجاد مركزيت عبادى، سياسى و نظامى آن توسط شخص پيامبر (ص)، تاريخ اين دو سرزمين بههم گره خورده و حوادث آن دو مانند آثار بجا مانده اين حوادث در هر دو «حرم» از اهميت فوق العادهاى برخوردار گشته است.
اينك نه تنها براى مطالعه سوابق تاريخى «حرم»، مكه، مسجد الحرام و كعبه نياز به بررسى و مطالعه آثار بجا مانده تاريخى داريم اصولاً براى مطالعه تاريخ اسلام از عبادتها و غزوات پيامبر (ص) گرفته تا زندگى ائمه معصومين (ع) و ديگر شخصيتهاى بارز اسلامى و نقشى كه سلسلههاى خلفا و سلاطين در قلب و مركزيت اسلام يعنى «حرمين» داشتهاند بايد از آثار بازمانده تاريخى اين حوادث عظيم و گسترده استفاده نمود كه بدون آنها تاريخ اسلام گنگ و مبهم باقى خواهند ماند.
به عنوان مثال، آثار شكوهمندى چون ديوارهاى كعبه، غار حرا و ثور، حجرالاسود، ناودان، حجر اسماعيل، باب الكعبه، مقام ابراهيم، چاه زمزم، كوه صفا و مروه، شعب ابو طالب، مساجد تاريخى مكه و مدينه، بقيع، قبرستان ابو طالب، ميقاتهاى ششگانه، جبل الرحمه، مسجد خيف درمنى و دهها آثار باشكوهى كه هر كدام بيانگر، بعدى از تاريخ باعظمت اسلام و گوشهاى از سرگذشت آيين حنيف و اسرار نهان اين دو سرزمين مقدسند، كه اگر به جاى نمىماندند چه خسارتهاى جبرانناپذيرى كه دامنگير تاريخ و فرهنگ اسلام نمىشد و چه تحريفها، اشتباهها و جا به جايىها كه دامنگير اسلام نمىگرديد؟
حال اگر با همين ديد به آثار شكوهمند تاريخى محو شده در حرمين، بنگريم مىتوانيم به عمق فاجعهاى كه بر اثر فقدان و تخريب اين آثار در همه ابعاد فقهى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و تاريخى دامنگير اسلام و امت اسلامى گرديده پى ببريم. آثار با عظمتى كه امروز هر كدام از آنها مىتوانست راهنماى ايمنى براى فقها، عرفا، سياستمداران، اقتصاددانان، محققان آثار فرهنگى و هنرى و بالاخره مورخان پژوهشگر مسلمان و نيز محققان غيرمسلمانى باشد كه مىخواهند بهطور عينى مثال را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و شواهد و قرائن طبيعى و تاريخى را بيش از نوشتههاى احياناً مغرضانه مستند قرار دهند.
اگر اين موضوع را با نگاهى عام و در سطح مردمى مورد بررسى قرار دهيم آيا بازديد اين آثار از نظر آموزشى و تربيتى و تبليغى تا چه حد مىتوانست در مسلمانان زائر و توريستهاى