فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٨ - بخش اول كليات
مقابله بهمثل در واقع روشى است كه مهاجم را وارد به يك محاسبه منطقى و موازنه سود و زيان احتمالى و ارزيابى پىآمدهاى مثبت و منفى مىكند و مهاجم را به تصميمگيرى منطقى وا مىدارد و به همين دليل پيش از آنكه يك روش نظامى تلقى گردد يك شيوه عقلانى محسوب مىشود و در عين حال الگويى است كه مىتواند تلخى خشونت و پىآمدهاى آن را به متجاوز نيز گسترش دهد كه خشونت مىتواند براى مدافع و مهاجم تلخ باشد در نگاهى ديگر به كارگيرى سياست مقابله بهمثل در سياست بينالمللى به مثابه يك اسلحه پلاستيكى است كه فرضاً براى ارعاب سارق مورد استفاده قرار مىگيرد كه در واقع هيچ خطر و خشونتى همراه ندارد.
يكى از ويژگيهاى سياست مقابله بهمثل در مقايسه با سياستهاى بازدارنده ديگر مانند:
واكنش سريع و ضربههاى روانى شكننده كه احياناً با شيوههاى وحشيانهاى مانند: هدف قراردادن هواپيماى مسافرى ايران توسط امريكا اعمال مىگردد، آن است كه درا ين نوع از شيوههاى بازدارنده معمولاً مشكل بزرگ برآورد توان دفاعى طرف مقابل وجود دارد كه احياناً با خطر مواجه مىشود و خسارتهاى جبرانناپذيرى را چون خطاى امريكا در برآورد، از قدرت نظامى ژاپن و چين در سالهاى ١٩٤١ و ١٩٥٠ به بار مىآورد. در حالى كه در سياست بازدارنده مقابله بهمثل هر عملى در مقابل انجام تهاجمى صورت مىگيرد كه برآورد توان رزمى با بررسى تهاجم انجام گرفته امكان پذيرتر مىباشد، در اين بررسى و مقايسه بجز برآورد توان رزمى، عوامل ديگرى چون تشخيص دقيق انگيزه مهاجم و ميزان كارآيى تهاجم در برآوردن اهداف تهاجم وجود دارد كه پس از انجام عمليات تهاجم بهتر و روشنتر قابل دسترسى مىباشد.
مبحث هشتم: جهاد آخرين راه حل
راه حل نهايى برخورد با دشمنانى كه همه راههاى امكان همزيستى عادلانه را به روى خود بستهاند، جهاد است كه در كلام امام (ع) چنين توصيف شده است:
«و لقد كنا مع رسول الله (ص)، نقتل آباءنا و ابناءنا و اخواننا و أعمامنا: ما يزيدنا ذلك الا ايماناً و