فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٧ - بخش اول كليات
«البته اين گروه (قاسطين) ستم به شما را آغاز كردند و راه تجاوز به سوى شما را گشودند.
با شما به دشمنى برخواستند و شما را به كارزار دعوت نمودند اكنون كه چنين كردند، شما دو راه بيشتر نداريد، يا با خوددارى از جنگ، به خوارى خود تن در دهيد و انحطاط و واماندگى خود را تثبيت كنيد و يا شمشيرهاى خود را با خون ظالمان و متجاوزان ياغى سيراب كنيد.
مرگ هنگامى است كه بخواهيد به حالت اسارت و ستمكشى زندگانى كنيد، زندگانى در مرگى است كه سرافراز و پيروز باشيد».
٧. رعايت حدود و اصولگرايى:
در جهاد مقدس، اعمال ناجوانمردانه دشمن نبايد سپاه اسلام را به مقابله بهمثل و انحراف از هدف و توسل به وسايل منافى هدف بكشاند. چنانكه قرآن مىفرمايد: (وَ لاٰ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلىٰ أَلاّٰ تَعْدِلُوا)١
٨. آگاهى بخشيدن بجاى ايجاد تعصب و نفرت كور:
تبليغات نقش تعيين كنندهاى در جبهه نبرد دارد اما در انديشه و تئورى جهاد تبليغات بر بيان واقعيتها استوار است و آگاهى دادن به مجاهدان به جاى برانگيختن تعصبات و نفرتهاى كور مبناى عمل مىباشد، چنانكه امام در دستورات جنگى خود بر آن تأكيد مىنمود:
«انى اكره لكم أن تكونوا سبابين... قلتم مكان سبكم اياهم: اللهم احقن مائنا و دمائهم».
«من نمىخواهم شما دشنامگو باشيد چرا بجاى دشنام دادن دشمن از خدا نمىطلبيد كه خون ما و آنها را از به هدر رفتن حفظ نمايد.»
امام (ع) براى روحيه دادن به سپاهيانش، به جاى تحريف حقايق و ناديده گرفتن واقعيتها - كه روش متداول فرماندهان است - از شناخت دادن به سربازان سود مىبرد و سعى مىكرد كه يارانش چهره واقعى دشمنان را بشناسند. و سخت آنان را از ناسزا گويى كه مظهر نفرت كور مىباشد نهى مىفرمود. [٢]
[١] . مائده، آيه ٨.
[٢] . نهجالبلاغه، خ ٢٠٦.