فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٩ - بخش اول كليات
مسلمان فريضه جهاد را با انگيزه مادى و بدون قصد قربت انجام دهند به وظيفه خود عمل نموده و از مسؤوليت مبرّا خواهند بود ولى ديدگاه اسلام در جهاد و معنى و ماهيت اين وظيفه كاملاً الهى و مبتنى بر احساس مسؤوليت فرد و جامعه در برابر خداست.
با اين حال خصلت عبادى بودن جهاد در جهاد ابتدايى روشنتر و مؤثرتر مىباشد. زيرا در جهاد دفاعى بدون قصد عبادت و قربت امكان دستيابى به آثار ديگر مانند حفظ حقوق مادى وجود دارد ولى در جهاد ابتدايى اگر جنبه عبادى آن منتفى گردد نتيجه ديگرى براى فرد و جامعه به بار نخواهد آورد مگر آن كه آثار معنوى چون انتشار اسلام و كسب پيروزيهاى سياسى و نظامى و عقيدتى در شمار آثار ناشى از جهاد ملحوظ گردد.
در هر صورت عبادى بودن جهاد حتى در مورد جهاد ابتدايى نيز به معنى عبادى بودن نماز و روزه نيست. زيرا اين گونه فرايض دينى بدون قصد قربت ملغى الاثر و كان لم يكن مىباشد كه فقها از آن حالت به بطلان تعبير مىكنند و مكلف موظف است بار ديگر آن عبادات را با قصد قربت تكرار نمايد ولى در مورد جهاد هرگاه فرد مسلمان يا دولت اسلامى به مسؤوليت خود در انجام فريضه جهاد قيام نمايد؛ حتى اگر بدون قصد قربت هم باشد عمل آنان باطل محسوب نشده و دوباره مكلف به انجام آن نيستند. به همين دليل است كه فقها در عين اين كه جهاد را از عبادات شمردهاند ولى از نظر آثار فقهى آن را در شمار توصّليات آوردهاند.
مبحث چهارم: قداست جهاد
جهاد در انديشه اسلامى به معنى تلاش مقدس براى پاكسازى و اصلاح خود، جامعه و نيز مقاومت و مبارزه در برابر دشمنان تهديد كننده سلامت فرد و اجتماع مىباشد و نخستين مرحله آن پاكسازى از درون انسان، مقاومت و ستيز در برابر عواملى است كه فساد و تباهى را به درون و روان آدمى مىكشاند و مرحله دوم آن جهاد به مفهوم فقهى است كه قتال در برابر دشمنان متجاوز و مبارزه با عوامل تهديد كننده استقلال، آزادى و حاكميت را در بر مىگيرد.
توسعه مفهومى جهاد به خودسازى، الهى و انسانى كردن خود و مبارزه با فساد، تباهى و