فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٨ - بخش اول كليات
در حالى كه جهاد در مفهوم اسلامى از همه اين آلودگيها مبراست.
انتخاب واژه جهاد در متون و منابع اسلامى نشانگر بُعد معنوى و عبادى عمليات نظامى در جهاد فى سبيل الله مىباشد و در قرآن بجز واژه جهاد از كلماتى چون قتال و حرب نيز كه به معنى درگيرى نظامى است استفاده شده است. ولى بيشترين موارد به كارگيرى اين واژهها عمليات نظامى و تهاجمى كفار و كسانى است كه فاقد انگيزه معنوى و انسانى و الهى بوده و جنبه ضدارزشى داشته است و در مواردى كه اين دو واژه به مفهوم جهاد به كار گرفته شده همواره با قيد «فى سبيل» همراه بوده است.
بنابراين، مىتوان گفت كه ماهيت جهاد در اسلام به معنى يك سلسله عمليات نظامى و خشونتآميز توأم با قتل، كشتار و تخريب نيست و هيچ نوع انگيزه مادى و فاقد ارزشهاى معنوى و الهى نمىتواند مجوزى براى جهاد محسوب گردد چنين جنگى از ديدگاه اسلام مشروع شمرده نخواهد شد.
بهعلاوه جهاد يكى از فرايض عبادى اسلام محسوب شده و بيش از آن كه يك عمل سياسى تلقى گردد يك عبادت مىباشد و فقها جنگ مشروع در اسلام را در حوزه معاملات و قواعد حقوقى نياورده و آن را در شمار عبادات آوردهاند.
ارتباط جهاد با مباحث حقوقى، ناشى از آثار مادى اين آيين سياسى - عبادى است كه اين آثار در ديگر عبادات اسلامى، كمتر ديده مىشود.
محدوديتهاى عمليات جنگى و احكام مربوط به اسراء، غنايم، سرزمين و امثال آن كه از آثار جهاد مىباشد موجب گرديده است كه جهاد به صورت جزئى از حقوق سياسى و مباحث عمومى حقوق اسلامى مطرح گردد.
حتى در مورد جهاد دفاعى در برابر تجاوز به منافع مادى اسلام و دولت اسلامى و نيز جهاد به مفهوم فردى و دفاع از مال، جان و عرض كه انگيزه و هدف مادى آن كاملاً آشكار مىباشد و به منظور حفظ حقوق مادى اسلام و جامعه اسلامى انجام مىگيرد نيز اصل جهاد به عنوان يك فريضه الهى مطرح است.
مفهوم عبادى بودن جهاد در فقه آن نيست كه هرگاه بدون قصد قربت و انگيزهاى انجام پذيرد مانند: ساير عبادات اسلامى بىاعتبار و فاقد اثر و در يك كلام باطل خواهد بود.
فقها جهاد را از عناوين قصديه به شمار آوردهاند به اين معنى كه هرگاه فرد يا جامعه