فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٣ - بخش اول كليات
كشتار آنها مقصود اصلى نيست و به اهميت همين دليل است كه اگر هدايت بدون جهاد امكانپذير باشد چنين طريقهاى مقدم بر جهاد خواهد بود و نيز در جهاد به حداقل و مقدار مورد لزوم اكتفا مىشود و در حقيقت ضرورتى است كه در مواقع خاص به ميزان ضرورت، اجتناب ناپذير مىگردد.
مستند اين نظريه رواياتى است كه از خوى جنگجويى نهى مىكند و مسلمين را به عافيتطلبى دعوت مىنمايد، از اين قبيل است روايتى كه ابو هريره نقل مىكند:
«ايها الناس لا تمنوا لقاالله و واسألوا الله العافية». [١]
«مردم! آرزوى مرگ كنيد و از خداوند عافيت و سلامتى طلب كنيد».
اين نظريه كه به فقهاى شافعيه نسبت داده شده [٢] گرچه در توجيه انگيزه جهاد قابل مناقشه است، زيرا اهداف جهاد هدايت نيست، چون جهاد به خاطر خشونت، نوعى اكراه در بردارد كه از ديد اسلام، اكراه نه وسيله هدايت است. (أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ اَلنّ [٦] [٤] ٨;اسَ حَتّٰى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ) [٣] و نه دين اكراهبردار است. (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ)٤ ولى برداشت كلى در اين نظريه بر اساس عدم اصالت جنگ است، و بر اين مبنا جنگ همواره بايد با مجوز و انگيزه معقول و شرعى آغاز گردد.
٤.
نظريه منسوخ بودن جهاد كه به جنبش قاديانيها نسبت داده شده [٥] و با توجه بهنصوص قرآن و احاديث اسلام در زمينه فريضه بودن جهاد، جايى براى بحث درباره اين نظريه باقى نمىماند.
٥.
نظريه سه مرحلهاى به معنى اينكه غير مسلمين مكلفند به يكى از اين سه امر تن دردهند يا اسلام، يا پيمان و يا جنگ مستند، اين نظريه آيه جزيه است٦ كه پايان جنگ را گردن نهادن به پرداخت جزيه به معنى قرارداد ذمه معرفى نموده است.
(قٰاتِلُوا اَلَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالله وَ لاٰ بِالْيَوْمِ اَلْآخِرِ وَ لاٰ يُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ الله وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ يَدِينُونَ دِينَ اَلْحَقِّ مِنَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْكِتٰابَ حَتّٰى يُعْطُوا اَلْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ).
اين نظريه مبتنى بر اين اصل است كه آيه جزيه، مبناى قرارداد دولت اسلامى با همه ملتهاى غيرمسلمان باشد، در صورتى كه اين آيه اختصاص به اهل كتاب دارد و بيانگر نوع
[١] . صحيح بخارى، ج ٤ ص ٦٣.
[٢] . رك: مغنى المحتاج، ج ٤ ص ٢١٠.
[٣] . يونس، آيه ٩٩.
[٤] . بقره، آيه ٢٥٦.
[٥] . رك: دكتر وهبة الزحيلى، آثار الحرب فى الاسلام، ص ٩٥.
[٦] . توبه، آيه ٢٩.