فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٧
همين سيادت و شكوه مكتب ايدئولوژى ناب و اطاعت از خدا و پذيرش فرمان پيامبر است كه وجود مؤمن را همچون نيزهاى تيز در برابر حاميان باطل قرار مىدهد و او را براى نابود كردن آنها نيرومند مىگرداند.
تفسير و تحليل:
[١] . هر عملى از انسان مىتواند بازتاب دو گونه انگيزه باشد كه چهره و خط و هدف و نتيجه عمل توسط همين انگيزه مشخص مىگردد. خشم يك موحد و مؤمن و وقتى از انگيزه خدايى برانگيخته باشد مىتواند از كيفيت و بازدهى خاصى برخوردار باشد كه در خشم يك انسان آلوده برانگيخته شده از مقاصد مادى هرگز ديده نمىشود.
٢. به همين دليل مؤمن ضعف و كمبود قدرت و سلاح و نيرو را با قدرت ايمان جبران مىكند.
٣. هدف پيكار مؤمن، سردمداران باطل و ائمه كفر است كه با نابودى آنها ريشه باطل، كفر و فساد خواهد خشكيد.
«و اذا امرتكم بالسير اليهم فى الشتاء قلتم: هذه صبارة القر، أمهلنا يسبخ عنا البرد، كل هذا فراراً من الحر و القر، فاذا كنتم من الحر و القر تفرون، فانتم و الله من السيف أفر!»
١«هنگامى كه در تابستان شما را براى حركت به سوى دشمن دستور دادم، گفتيد اكنون شدت گرماست، به ما مهلت بده تا گرماى هوا روبه كاهش گذارد و زمانى كه به شما فرمان حركت به سوى دشمن را در زمستان صادر كردم، گفتيد اكنون سرماى شديد زمستان است، به ما مهلت بده تا سرما بگذرد. تمام اينها براى گريز از سرما و گرماست. پس شما كه از سرما و گرما فرار مىكنيد، به خدا سوگند از شمشير گريزانتريد».
١. مشكلات و شرايط دشوار را بهانه كردن براى شانه خالى نمودن از بار سنگين وظايف، منطق كسانى است كه مرفه و آسوده زيستن را بر تعهدات مكتبى ترجيح مىدهند. اين نوع بهانهگيرى گاه عملى نقاق گونه است براى استتار عدم وابستگى متعهدانه به مكتب و گاه نيز نشانه ضعف اين وابستگى است.
٢. بهانهها تمام ناشدنى است، زيرا از هر نوع ضعف و نارسايى و مشكلات و دشواريهاى موجود مىتوان براى اين منظور بهانه گرفت. زمانى هوا سرد است و زمانى گرم زمانى در
[١] . نهج البلاغه، خ ٢٧.