فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٦
راه روشنى واداشتهام كه در آن كسى نابود نمىشود. آن كسى كه در اين راه استقامت ورزيد به سوى بهشت شتافت و هركس از آن راه لغزيد به آتش كشانده شد».
سكوت مرگبار ياران و مردم كوفه به هنگامى كه امام آنان را به دفاع از مرزهاى كشور اسلاميشان در برابر تهاجم وحشيانه دژخيمان ددمنش معاويه به بخشهاى مرزى عراق و شام دعوت مىنمود، امام را به بيان اين سخنان وادار نمود.
[١] . عمده در كارسازى نيروها، انسجام معنوى و الفت دلها و پيوستگى فكرى و وحدت و اتحاد آنان است كه هرگونه ضعف و نارسايى را در عمل جبران مىكند.
[٢] . دلبستگى به كثرت نفرات مىتواند در حد يك فريب باشد. زيرا فراوانى سپاه منهاى انسجام معنوى و اتحاد در فكر و آرمان، جبهه حق را در برابر ضربات دشمن سودى نخواهد بخشيد و جبهه را از درك واقعيتها بازخواهد داشت، چنانكه در جريان چنين مشاهده گرديد.
٣. انسجام و اجتماع دلها در سايه يك ايدئولوژى و وابستگى همگانى نسبت به آن امكانپذير مىباشد. به همين دليل امام آنها را به خاطر عدم انسجام و كمى پيوستگى دلهايشان با وجود اينكه به راه روشن، هدايتشان نموده است مورد سرزنش قرار مىدهد.
٤. ارائه راه روشن و حتى اجبار به پيمودن آن در راهيابى به سعادت و هدايت كافى نيست، بلكه استقامت لازم است تا نتيجه نهايى تحصيل گردد.
«من احد سنان الغضب لله قوى على قتل اشدّاء الباطل».
١«كسى كه براى خدا سرنيزه خشم خود را تيز كند بر كشتار سردمداران باطل نيرومند مىگردد».
در اين مورد مناسبت خاصى نقل نشده ولى مىتواند پاسخ سؤالى باشد كه از امام باقر (ع) نيز پرسيده شد:
«ما بال المؤمن احد شىٍ؟»
چگونه است كه مؤمن همواره تند و قاطع است؟
فرمود:
«لان عز القران فى قلبه و محض الايمان فى صدره و هو لله مطيع و لرسوله مصدق».٢
زيرا سيادت و شكوه قرآن در قلب مؤمن موج مىزند و ايمان ناب در سينهاش آكنده است و او در برابر خدا مطيع است و نسبت به پيامبر خدا گواه و پذيرا مىباشد.
[١] . نهج البلاغه، حكمت ١٧٤.
[٢] . منهاج البراعة، ج ٢١ ص ٢٥١، به نقل از مجمع البحرين.