فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٠
قدرت و شخصيت خود امام، به اين معنى كه موضع باطل و دشمن علىرغم همه امكانات و تواناييهايش و نمودهايى كه از باطل بودن در عكس العملش ظاهر مىگردد، راه شكست او را هموار مىكند و به جاى راه پيروزى او را به راه شكست مىكشاند.
٢. براى بروز اين حالت در دشمن، رودررويى حق با باطل ضرورى است و در اين مقابله و لقاء است كه جبهه باطل بهدست خود گور خويش را مىكَند.
«واجعلوا لكم رقباء فى صياصى الجبال، و مناكب الهضاب، لئلاً يأتيكم العدو من مكان مخافة او أمن».
[١]«در جبهه براى خود ديدهبانى را در بلنديهاى كوهها و قسمتهاى مرتفع تپهها بگماريد تا دشمن از مناطقى كه در خطر و يا امنيت است نفوذ نكند».
امام (ع) براى بسيج باقيمانده نيروها در كوفه مانده بود و دو گردان از نيروهاى پيشتاز به فرماندهى زياد بن نصر و شريح بن هانى به سوى جبهه اعزام شده بودند، آنها طبق معمول قبل از موضع گرفتن از امام كسب تكليف نموده، و امام فرامين جالبى در زمينه تاكتيكهاى جنگى در رابطه با مسايل زير صادر مىفرمايند: گروههاى شناسايى و ويژگىهاى آنان، انتخاب زمان مناسب براى حركت ستونهاى نظامى، مواضع مناسب براى سنگرها و پادگانها و اردوگاهها، مشخص نمودن جبهههاى درگيرى و ميدانهاى عمليات، گزينش شيوههاى لازم براى هرچه فشردهتر كردن نيروها و جلوگيرى از هرگونه تشتت و تفرقه، پشتيبانى نيروهاى مهاجم با سلاحهاى دوربرد، گماردن نگهبان در طول مسير ستونها، استراحت و راحتباش به موقع سربازان، مراقبت هميشگى فرمانده و رسيدگى و نظارت كامل و دقيق او نسبت به افراد تحت فرماندهى، اجتناب از استراحت طولانى، دعوت دشمن به پذيرش حق قبل از آغاز نبرد و از آن جمله تأكيد بر مسأله حساس ديدهبانى كه نقش مؤثر در عمليات نظامى دارد.
١. خطر نفوذ دشمن در جبههها همواره در جنگ يك مسأله حساس حساس و پراهميتى است كه كوچكترين غفلت از آن مىتواند فاجعه آفرين باشد. دشمن ممكن است با استفاده از شرايط عادى مناطق امن نفوذ كند و نيز مىتواند با استفاده از استتار از مناطق نيز جهت نفوذ نيروهاى خود استفاده كند.
[١] . نهج البلاغه، نامه ١١.