فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٥
«و هركس در روز جنگ، براى فرار، پشت به دشمن كرد، بدرستى كه روى به غضب خداوند آورده است، مگر كسىكه آمادگى بيشتر براى جنگ كند و يا از جهنمى به جهت ديگر براى كمك برود».
[١] ٤. بيشتر اين دستورات جنگى و تاكتيكهاى نظامى، گرچه در حالت جنگ تن به تن صدق مىكند، ولى در جنگهاى تاكتيكى و سلاح سنگين و در شرايط استفاده از وسايل و تجهيزات مدرن و پيچيده نظامى در زمينههاى هوايى و دريايى و زمينى نيز مىتواند براى كارشناسان نظامى، دستوراتى مفيد و تحرك بخش باشد.
«أن استعدادى لحرب أهل الشام و جرير عندهم، اغلاق للشام، و صرف لاهله عن خير ان ارادوه.
و لكن قد وقت لجرير وقتاً لا يقيم بعده الا مخدوعاً او عاصياً. و الراى عندى مع الاناة فارودوا، و لا أكره لكم الاعداد».
١«اعلان آمادگى به جنگ با مردم شام از طرف من - در حاليكه جرير بن عبد الله بجلى پيام رسان ما در ميان آنها بسر مىبرد - خواه ناخواه كار را بر شام يكسره مىكند و درهاى شام را بروى ما مىبندد و آنها را از اينكه احياناً تصميم بر اطاعت و فرمانبردارى بگيرند باز مىدارد.
و لكن به شما كه نسبت به جنگ از خود عجله به خرج مىدهيد خبر دهم كه من براى سفيرم در مأموريت جديد وقتى معين كردهام كه بايد بازگردد تا تصميم نهايى خود را بر اساس خبرى كه او مىآورد بگيريم. او بيش از آن مدت معين در شام توقف نمىكند، مگر آنكه فريب خورده يا از فرمان سرپيچى كرده باشد. رأى من در اين زمينه اين است كه به انتظار خبر بنشينم و اعلام موضع را تا آن زمان به تأخير بياندازم. پس شما ياران به راه بيافتيد اما با آرامى و مدارا. من شما را از آماده شدن باز نمىدارم و آمادگى پنهان شما را مكروه نمىشمارم».
در روزهاى نخستين خلافت امام، تمامى شواهد و شرايط نشان مىداد كه معاويه هرگز با تسليم در برابر خلافت امام آن همه قدرت و شخصيت كاذبى كه در شام براى خود ساخته بود به مخاطره نخواهد افكند. به همين علت ياران امام اصرار مىورزيدند كه هرچه زودتر امام با اعلان جنگ با معاويه آنها را براى جنگ با قاسطين بسيج نمايد. ولى از آنجا كه امام روشهاى سياسيش اختصاص به مقطع تاريخى او نداشت و به عنوان يك ضابطه سياسى در تعيين خط مشىهاى آينده مورد استفاده قرار مىگرفت، لازم ديد كه براى آخرين بار با فرستادن پيامى
[١] . نهج البلاغه، خ ٤٣.