فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩١
القول و أبلغ فى العذر».
[١]«من دوست ندارم شما فحاش باشيد و لكن هرگاه خواستيد ماهيت دشمن را افشا كنيد كافيست كه عملكرد زشت آنها را توصيف كنيد و حال و موقعيت و چهره آنها را يادآور شويد و اين شيوه در گفتار، هنجار و درست و براى قطع هر نوع بهانهاى رساتر است».
در جريان جنگ صفين به امام (ع) گزارش رسيد كه گروهى از يارانش مردم شام و سران آنها را ناسزا مىگويند. از آنجا كه ناسزاگويى نمىتواند شيوه صحيح مبارزه باشد و با اصول اسلامى نيز سازگار نيست و اصولاً اسلام فحش را عملى محكوم و ناپسند بيان فرمود و در ضمن راه اصولى و صحيح مبارزه با باطل را يادآور شد.
الف - تلاش امام در پيكار با سردمداران باطل براى از ميان بردن هدايت و نيز به منظور اعلاى كلمه حق و نجات مردم شام از گمراهى و طرز تفكر غلطى كه بر آنها تحميل شده مىباشد. در اين ميان فحش و ناسزا به خاطر ماهيت جاهلانه و فاقد منطق و نيز به علت جريحهدار كردن عواطف دشمن، نه تنها هدفهاى مزبور را صعب الوصول و احياناً غير ممكن مىسازد بلكه دشمن را به سرسختى و موضعگيرى احساسى و نه عقلانى وادار مىكند. به همين دليل براى امام و آنها كه علاقمند به حل منطقى درگيريها و انتخاب آسانترين و نزديكترين راه براى پيروزى در اين پيكار هستند ناسزاگويى شيوهاى غير قابل قبول مىباشد.
ب - نتيجهاى كه جبهه حق از طريق افشاگرى صحيح چهره دشمن و توصيف درست عملكردش و يادآورى موقعيت و چهره او بهدست مىآورد، صرفنظر از خصلت منطقى اين شيوه اصولاً بارها بيشتر و بهتر و كوبندهتر از روش جاهلانه فحاشى و ناسزاگويى است كه ويژه بى منطقهاست.
«معاشر المسلمين: استشعروا الخشية، و تجلببوا السكينة، و عضو على النواجذ، فانه أنبى للسيوف عن الهام. و اكملوا اللامة، و قلقلوا السيوف فى أغمادها قبل سلها. و الحظوا الخزر و اطعنوا الشزر. و نافحوا باظبا، وصلوا السيوف بالخطا، و اعملوا انكم بعين الله، و مع ابن عم رسول الله.
فعادوا الكر، و استحيوا من الفر، فانه عار فى الاعقاب، و نار يوم الحساب»
. [٢]«اى مردم موضع ناچيز خود را در برابر عظمت خدا نيك بشناسيد (خشيت خدا را شعار
[١] . نهج البلاغه، خ ٢٠٦.
[٢] . نهج البلاغه، خ ٦٦.