فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٠
تعبير «اسمعتكم» اشاره به اين حقيقت است كه امام (ع) مطالب لازم را به مردم شنوانده و در گفتار، روشى را اتخاذ كرده كه مردم سخنان آن حضرت را گوش فرا دهند. چنانكه بيان حقايق بايد آنچنان باشد كه انگيزه عمل نيز در مردم ايجاد نمايد و عمل نكردن و حتى گوش ندادن مردم مرحلهاى جداگانه است كه رسالت ابلاغ را نفى نمىكند. بايد همه راههاى ممكن را در انجام وظيفه ابلاغ تجربه كرد. آن گونه كه امام مىفرمايد:
«و دعوتكم سراً و جهراً»
و در جاى ديگر
«ليلاً و نهاراً و سراً و جهراً»
و حتى از راه نصحيت و خيرخواهى كه مىفرمايد: (وَ نَصَحْتُ لَكُمْ).
واقعيتها را بايد با معيار ارزش و اثر وجودى و نقشى كه در عينيت جهان دارند مورد ارزيابى قرار داد. واقعيتى كه هيچ نقش و اثرى ندارد، در حقيقت گونهاى از نبود آنست. در صحنه بودن اما هيچ نشانه و نقشى از آن ابراز نداشتن، چيزى شبيه غائب بودن از صحنه است.
خود را فرمانبردار معرفى كردن ولى چون فرماندهان به فرمان خويش بودن در حقيقت چيزى جز فرمانده و ارباب بودن نيست.
امام (ع) در بيان روح تشتت و پراكندگى كه حاكم بر مردم كوفه بود، رساترين تعبيرها را به كار برده است:
«فما اتى على آخر قولى حتى آراكم متفرقين»
فقط بهنگام صحبت امام است كه بظاهر بدنها در كنار يكديگر قرار مىگيرند ولى هنوز آخرين جمله سخن پايان نيافته كه بدنها نيز چون دلها پراكنده مىشوند.
«ايادى سبا» همانطور كه گفته شد به عنوان مثل از آن استفاده مىشود، در اصل به معنى قدرتمندان و مردان سبا مىباشد كه در قرآن داستانشان در طى آيات سوره سبا نقل شده است كه: (وَ مَزَّقْنٰاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ) خداوند به خاطر عملكردشان نابودشان كرد و بزرگترين شاهكار تمدنشان كه سد مأرب بود با سيل عرم ويران گرديد و سلسله ملوك حمير و سبأ منقرض گشت، جز ويرانههايى از اين تمدن باشكوه كه هم اكنون در اطراف صناء پايتخت يمن كشف شده است، اثرى از آنها برجاى نماند.
امام (ع) از يك حالت خطرناك ديگرى كه معمولاً همراه و ملازم با تشتّت و پراكندگى است، سخن مىگويد كه مردم كوفه را سخت از پاى درآورده بود و آن حالت پس زدن و واپسگرايى منفى است كه مردم عليرغم شنيدن سخنان وحدت آفرين و حركت بخش امام هربار پس مىزدند و به موضع قبلى خود باز مىگشتند و نسبت به سخنانى كه شنيده بودند