فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٥ - بخش دوم ماهيت جهاد و اقسام آن
مستقل براى امت الهى را به رسميت شناخته و به مسلمانان در راه ايجاد و استقرار و تداوم نظام سياسى مطلوب در برابر هرگونه تجاوزى اجازه جهاد داده است.
اسلام بر اساس حق طلبى و عدالتخواهى برخوردارى از عدالت و پيروى از حق را براى انسانها نه تنها مشروع دانسته آن را لازم هم شمرده و براى تحقق آن دو، هر كجا كه با تجاوز و استكبار مواجه مىشوند راه جهاد را باز گذاشته است.
اسلام برخوردارى از فضاى معنوى سالم و به دور از اكراه، تحميل، فريب، استثمار و استكبار را براى همه انسانها امكان بخشيدن به رشد و تعالى انسانها امرى ضرورى دانسته و آلوده كردن محيط زيست معنوى را محكوم كرده است و براى تحقق بخشيدن به اين آرمان، جهاد را براى از ميان برداشتن عوامل تحميل، فريب، استكبار تجويز كرده است.
مطالعه اين اهداف كه در آيات و روايات و عبارات فقهى مربوط به جهاد فراوان به چشم مىخورد بيانگر آن است كه حتى تقسيم جهاد به ابتدايى و دفاعى نيز يك تقسيمندى ماهوى نبوده و ناشى از آن است كه معمولاً عمليات مسلحانه دفاعى گاه با آغاز به جنگ دشمن شروع مىشود و گاه با اقدامات خصمانه و حملات نامرئى دشمن كه خود را بظاهر آغازگر جنگ نشان نمىدهد.
فقها براى سهولت بحث، مورد اول را به جهاد دفاعى و مورد دوم را به عنوان جهاد ابتدايى نام بردهاند و مشكلاتى كه در تعريف اين دو مقوله در تعاريف فقها ديده مىشود ناشى از اين واقعيت است كه هر دو نوع جهاد داراى ريشه واحدى هستند به تعبيرى ديگر در ديدگاه اسلام همانگونه كه برقرارى نظم، عدالت و انصاف در نظام داخلى نياز به تدابير بازدارنده و نوعى ضمانت اجرا دارد و قوانين و مقررات كيفرى اسلام مبين آن مىباشد در عرصه بين المللى نيز جهاد در راه خدا مبين نوع ديگرى از ضمانت اجرا و كيفر در برابر كسانى است كه نظم، عدالت و انصاف را در روابط بين الملل ناديده گرفته و سعى در ايجاد جو ناامنى و بىعدالتى و تجاوز و استكبار دارند.
مقايسهاى كه همواره بين جهاد با نفس و جهاد با دشمن در تعاليم اسلام ديده مىشود و ريشه هر دو را در سبيل الله مىتوان ديد گوياى اهداف مقدس و به دور از خشونتهاى جنگطلبانه مىباشد. زيرا انسان كه به خود اعلان جنگ نمىدهد بلكه سعى مىكند با يك سلسله الزامات، خويشتن را از ارتكاب اعمالى كه به نظم عمومى، حقوق ديگران، عدالت و