فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣ - بخش اول كليات
اين عامل را در مورد همه جنگها تعميم داد و حتى آنجا كه مشكلات اقتصادى در حد فقر وجود دارد بايد عوامل ديگرى را در ايجاد جنگ پىجويى كرد.
عمدهترين نظريه در زمينه ريشه اقتصادى جنگ ماركسيستى است كه تضاد طبقاتى ناشى از تكامل ابزار توليد و تحولات مناسبات اجتماعى سرچشمه مىگيرد و در اين روند، جنگ وسيله و راه انتقال قدرت سياسى از طبقه سنتى به طبقه جديد است.
گرچه در نظريه ماركسيستى، جنگ تنها به معنى حالت درگيرى در روابط خارجى مطرح نيست بلكه در سطح فراگيرترى به مفهوم مبارزه طبقاتى شامل درون مليتى و فرامليتى مىگردد با اين توضيح كه در مرحله اول مسأله مبارزه طبقاتى، كوشش و پيكار براى پيروزى طبقه پرولتاريا و استقرار نظام سوسياليستى در سطح داخلى يك كشور مطرح مىشود و در مرحله دوم مكانيزم پيروزى طبقه كارگر به سطح جهانى تعميم داده مىشود و در اين مرحله است كه مسأله جنگ به معنى درگيرى در سياست خارجى بهطور اجتناب ناپذيرى در سطح بينالمللى تحقق مىپذيرد.
ماركس و انگلس، مانيفيست را با اين جمله آغاز كردهاند:
«تاريخ كليه جوامع، تا به امروز در تاريخ مبارزه طبقاتى خلاصه مىشود.» [١]
در دكترين ماركسيستى براى انقلاب كارگرى در سطح ملى و بينالمللى راه صلحآميز غير قابل تصور است و بقول انگلس خشونت تنها عامل تسريح و پيشرفت اقتصادى است. لنين نيز در اثر خود تحت عنوان دو تاكتيك سوسيال - دموكراسى اعتقاد خود را به لزوم استفاده از زور براى تحقق بخشيدن به آرمانها سوسياليسم بيان داشته است. [٢]
در ماركسيسم الويت با مبارزه طبقاتى به منظور ايجاد دولت كارگرى است ولى تحت الشعاع قرار گرفتن جنگ تا زمانى كه مبارزه، به پيروزى انقلاب كارگرى نرسيده به معنى صلحطلبى ماركسيسم نيست. لنين اين مطلب را به صراحت بيان كرده است:
استنباط ما در مورد جنگ با استنباط طرفدار صلح و آنارشيستها كاملاً تفاوت دارد.
اختلافات ما با آنها از اين جا ناشى مىشود كه ما متوجه ارتباط الزامى ميان جنگها و مبارزه طبقاتى در داخل يك كشور هستيم ما متوجه هستيم تا زمانى كه طبقات از بين نرفتهاند و سوسياليزم به وجود نيامده است جنگها را نمىتوان از ميان برد [٣] به عقيده لنين جنگى كه
[١] . رك: نشريه مركز مطالعات عالى بينالمللى، شماره دهم ص ١٠٩.
[٢] . همان، ص ١١٢.
[٣] . همان.