فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨١ - بخش اول كليات
در توضيح مطلب، صاحب جواهر مىگويد، واجب است به كفار بگويند منظور مسلمين از انجام جهاد طلب مال و حكومت نيست، و آن كه معمولاً از فاتحان و كشورگشايان ديده شده است، به همين دليل است كه اگر يكى از مسلمانان قبل از دعوت كافرى را به قتل برساند، مرتكب گناه گرديده است.
در صدر اسلام و در زمان پيامبر اكرم (ص) هم ديده شده هنگامى كه اصحاب از روز عمد يا اشتباه بعضى كفار را (قبل از دعوت) به قتل رساندهاند، ديه آنها از بيتالمال پرداخت شده است.
در رابطه با اين بحث كه آيا بدون دعوت امام (ع) يا منصوب از طرف امام جبار مشروع است يا خير برخى از فقها احتمال دادهاند كه اگر دعوت از سوى افراد عادى مسلمانان هم صورت گيرد، غرض و مقصود حاصل شده است، امّا بعضى معترضند كه ضرورتاً دعوت بايد از سوى امام (ع) يا منصوب امام صورت گيرد.
براى انجام امر دعوت، كيفيت خاصى وجود ندارد، امّا فقها تأكيد كردهاند كه اين كار بايدبه همان شيوهاى كه رسولخدا داشته صورت گيرد.
صاحبجواهر عبارات خاصى در اين زمينهدارد، مسألهاى كه جاى تأمل و دقت دارد، در معنى و مفهوم دعوت است. آيا دعوت به معنى طرح عقايد اسلامى است؟ يا اين كه از كفار بخواهند عقايد اسلامى كه عبارت از ايمان به خدا و رسالت پيامبر است را بپذيرند، يا دعوت، شيوهاى است كه قرآن به آن دعوت كردهاست.
(ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ...).
اگر شيوه قرآنى مورد توجه باشد، بايد با هر ملتى به زبان خود او سخن گفت، با اهل استدلال به بيان استدلالى و با اهل احساسات به شيوههاى تبليغى و با كسانى كه به امورى ايمان آوردهاند روش جدلى را اتخاذ كرد. در هر يك از اين اشكال چنانچه شيوهها به اقناع آن است كه حجت بر فرد تمام شود، ملاك پذيرفتن نيست بلكه قانع شدن است. بحدى كه جواب منطقى و معقول نداشته باشند.
مرحوم علامه طباطبايى در توجيه اين كه بعد از انجام دعوت، جهاد ابتدايى، آيا به معنى تحميل عقيده و كاربرد زور نيست؟ گفتهاند، پس از انجام دعوت، اگر كسانى بودند كه در برابر جبهه حق، مقاومت نمايند، در حقيقت آنان از خصلت انسانى به دور هستند، چون ويژگى عمده انسان در حقيقتگرايى اوست، وقتى فردى قدرت ادراك خود را ناديده گرفته