فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٣ - بخش اول كليات
كدام سمت باشد، (فَثَمَّ وَجْهُ الله) است و فرار كننده از خدا رو به هر سو بكند رو به خداست.
اكنون كه چنين است پس چه بهتر كه از ابتدا رو به سوى خدا آورد و احتمالاً به معنى بازگشت به سوى خدا باشد، نهايت چون بازگشت به سوى خدا و فرار به سوى خدا مفهوم واحدى دارد از اين رو به گفته اُدبا با تفنّن تعبير شده است.
٥. بىشك سرانجام تقوى كه خود موجب مبارزه شديد و بى امان با مخالفان حق و سردمداران ضلالت و فساد است، همچنانكه از آيات فهميديم، نجات و پيروزى قطعى است و به همين دليل امام (ع) ضمانت آن را در دراز مدت به عهده مىگيرد، هرچند ممكن است در كوتاه مدت نصيب نگردد.
امام (ع) در مناسبتى ديگر اجتناب و خوددارى از جهاد را موجب نابودى ايمان و گرفتارى به عقوبت الهى تلقى مىكند:
«فكانت معالجة القتال اهون على من معالجة العقاب، و موتات الدنيا اهون على من موتات الاخرة».
[١]پس از بررسى فراوان مشاهده نمودم كه درگير شدن با جنگ آسانتر از درگير شدن با عقوبت و مجازاتهاى خداست و سختيها و گرفتاريهاى دنيا سهلتر از شدايد آخرت مىباشد.
مناسبت تاريخى: ابن ابى الحديد اين جملات را قسمتى از سخنانى مىداند كه امام (ع) در جريان جنگ صفين براى كسانى كه در اين مورد دچار وسوسه و ترديد شدهاند و تصميم امام (ع) را عجولانه مىپنداشتند توضيح داده است. امام (ع) فرمودهاند كه تصميم بر جنگ ياغى شام به دنبال يك سلسله بررسيها، تأملها و مطالعات همه جانبه در زمينه كيفيت برخورد با جريان قاسطين و براساس سوابقى بوده كه بر اساس مشورت و نظر خواهى از رسول خدا (ص) اتخاذ گرديده است.
به نظر برخى از شارحين نهج البلاغه و محدثين، كلام امام (ع) در اين مورد ناظر به جريان بيعت مردم با امام است كه امام از روز نخست بين دو امر مخير بوده يا خلافت را رها كند و گريبانگير عقوبتها و شدايد آخرت گردد و يا خلافت را بپذيرد و به درگيرى با قاسطين تن در دهد.
[١] . نهج البلاغه، خ ٥٤.