فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣١ - بخش اول كليات
اين فداكارى و مجاهدت و مبارزات بى امان مجاهدان راستين بود كه جاده را براى پيشروى منطق اسلام هموار و موانع رسيدن پيام خدا به گوش بندگانش را از ميان برداشت و با سركوب كردن توطئهگران و جنگ افروزان، امنيتى را كه براى شنيدن پيام خدا لازم است تأمين نمود.
٦. اگر مسلمانان در برابر اين موانع و توطئهگران خاموش و بىتفاوت باشند، اسلام روز به روز صولت، شكوه و عظمت خود را از دست مىدهد، اثرات منطق گويا و مستدل آن خنثى و زمينه رشد، كفر، فساد و ظلم فراهم مىگردد، ديگر براى دين پايهاى استوار نمىماند و بر تنه درخت آن برگى و شاخهاى سبز نمىشود.
«فعلى ضامن لفلجكم آجلا ان لم تمنحوه عاجلاً.»
[١]«قيام كنيد. «على» ضامن پيروزى و رستگارى شماست در دراز مدت، اگر در كوتاه مدت پيروزى به شما بخشيده و داده نشود».
اين سخن در رابطه با عدهاى از مردم عراق است كه عافيت طلبى و راحتى را بر دشواريهاى جنگ ترجيح مىدادند و در برابر موضع قاطع امام (ع) نسبت به آنها كه اميدى به هدايتشان نيست و دست از توطئه بر عليه حق و حمايت از ضلال و فساد برنمىدارند. با خود زمزمه مىكردند و گاه به زبان مىآوردند و احياناً از آن انتقاد ابلهانهاى مىساختند كه امام (ع) چرا با مخالفين نمىسازد. آيا خوب نيست با آنها سازش كند و به نحوى مدارا و به قول عاميانه كجدار و مريز رفتار نمايد؟
تفسير و تحليل: مسائلى كه در رابطه با كلام امام (ع) برداشت مىشود:
١. امام (ع) ابتدا موضع مخالفين خود را مشخص مىكند و از دو گروهى سخن مىگويد كه كارشان يكسره شده: گروهى كه تمام نيرو و امكانات خود را بر عليه حق و در راه مخالفت، كارشكنى و سد راه شدن حق به كار گرفتهاند و از هيچ عملى در اين راه فروگذار نيستند و گروه دوم آنها كه آنچنان در گمراهى و فساد فرو رفتهاند كه جزئى از طبيعتشان گشته، از ضلالت و فساد تغذيه مىكنند و گمراهى و تباهى هم از وجود آنها رشد و نمو مىكند و با اين تأثير متقابل تصاعدى، خطر بزرگ اسلام و بشريت هستند. اما امام (ع) در برابر آن گروه كه نه به يارى حق شتافتند و نه بر عليه حق اقدام كردند مانند: اسامهها و ابوموسىها و عبد الله بن
[١] . نهج البلاغه، خ ٢٤.