فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣ - بخش اول كليات
فصل اول ريشههاى جنگ
مبحث اول: بررسى ريشههاى جنگ از ديدگاههاى مختلف
جنگ واژه شناخته شدهاى است كه در مورد برخوردهاى مسلحانه و خشونتآميز بين دو يا چند دولت يا گروه حاكم اطلاق مىشود. پديده جنگ نه تنها از اين نقطه نظر كه در مجموعه بههم پيوستهاى كه تاريخ بشر ناميده مىشود از جايگاه و نقش و وسعت زمانى و مكانى دامنه عمل در حد بسيار مهمى برخوردار است، قابل مطالعه است بلكه بيشتر به اين خاطر بايد مورد مطالعه قرار گيرد كه جنگ تنها مسأله ديروز بشر نيست در آينده نيز به آن مواجه است.
اگر ما نظريه اجتناب ناپذيرى جنگها را مردود بدانيم دست كم بايد از مطالعه آنچه كه اتفاق افتاده براى جلوگيرى از آنچه كه نبايد اتفاق بيافتد استفاده نماييم. اگر پديده جنگ را به عنوان يك عمل ضد ارزش و ويرانگر و منحوس تلقى نماييم حداقل در دامن يك پيشداورى غير منطقى افتادهايم جنگها به همان اندازه كه مخرّب و منهدم كننده و عامل خونريزى و ويرانگرى بوده زمينههاى شكوفايى را در ميدان علم و پيشرفت فرهنگها و تمدنها را نيز فراهم آورده است. جنگ همواره براى بشريت دورو داشته است و تلخيها و