فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٧١ - ٥ اصل حمايت از مبارزات حقطلبانه و جنبشهاى رهايىبخش
[١] . عكس العملى كه معمولاً با همبستگى دولتهاى مستبد و تجاوزگر به منظور سركوب مبارزات حقطلبانه ملتهاى اسير و ستمديده همراه بوده است و گاه قدرتهاى استكبارى به خاطر چارهانديشى در برابر جنبشهاى رهائىبخش ملتهاى دربند كه منافع استكبارى آنها را به مخاطره مىافكند، اختلافاتشان را كنار گذارده و اتحاد سياسى قدرتمندى را براى مقابله با موج استقلالطلبى و نفى سلطه به وجود مىآوردند.
در اين زمينه از پيمانهاى: شومون، وين، پاريس و اتحاد مقدس كه تا سال ١٨ [٢] ٦ م.
دوام داشته١ و نيز معاهده مشترك ٧ كشور آمريكائى كه در ١٩٢٣ م. به منظور سركوب جنبشهاى انقلابى در آمريكاى لاتين بوجود آمد، مىتوان نام برد٢.
در روند سياست بين المللى معاصر نيز بارها مشاهده شده است كه ابرقدرتها براى مقابله با جنبشهائى كه منافع طرفين را تهديد مىكند به توافقها و زد و بندهاى پنهانى دست يازيدهاند.
آنچه امروز در جهان، در قبال مسئله فلسطين و در مقابله با بازتاب جهانى انقلاب اسلامى مىگذرد، و سياستهاى هماهنگشدهاى از طرف دو ابرقدرت و اقمارشان براى سركوب اين جنبش جهانى به صورتهاى مختلف و هزينههاى سنگين اعمال مىگردد، نمونههاى زندهاى از اين نوع عكس العمل غير انسانى در برابر مبارزات حقطلبانه ملتها و جنبشهاى رهائىبخش مستضعفان جهان مىباشد.
٢. حمايت از مبارزات و حركتهاى رهائىبخش ملتهاى ستمديده توسط ملتهائى كه در وراء مرزهاى سياسى، جغرافيائى، نژادى و حتى ايدئولوژيكى به همبستگى و مبارزه مشتركى در راه هدفهاى مشتركشان رو مىآورند.
اين نوع حمايت مىتواند دلائل مختلفى داشته باشد، ولى مهمترين آنها انسان دوستى و حمايت از اصول انسانى و تلاش در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاى مشترك بشرى و بالاخره حمايت از عدالت، صلح و امنيت است.
اگر صلح و امنيت بين المللى، اصلى ضرورى در زندگى مشترك ملتها به شمار
[١] . رجوع شود به حقوق بين الملل اسلام، تأليف جلال الدين فارسى، ص ١٦٩ تا ١٨٥
[٢] رجوع شود به حقوق بين الملل اسلام، تأليف دكتر صفدرى، ج ٢، ص ٧٠.